تبلیغات
بانک مقالات فارسی و عربی - بررسی تحلیلی فن مقامه نویسی در دو ادب پارسی و عربی؛
 
بانک مقالات فارسی و عربی
من طلبَ شیاً و جدَّ، وَجَد؛

            

 بررسی تحلیلی فن مقامه نویسی در دو ادب پارسی و عربی؛

دکترعلی افضلی؛

هادی برومند

        

مقدمه:

مقامه در فرهنگ لغت به معنای موضع قیام،برخاستن و همچنین مجلس نیز آمده است.اما در ادب آن را داستان کوتاهی دانسته اند که در یک مجلس واحد دور میزند.اصل این واژه عربی بوده و در ادوار گوناگون به معانی مختلف بکار رفته است،مثلا در آثار باقی مانده از دوران جاهلی به معنای مجلس و مجمع،و در دوره اسلامی به معنای << مجلس>>بکار می رفته است.و سرانجام در قرن 4هجری برای فنی خاص از نثر اصطلاح شد و مشهور گردید.
مقامه داستان کوتاهی است که بر اساس خواهندگی و گدایی بنا شده  و در واقع 3رکن اصلی زیر تشکیل دهنده ی آن می باشند:

1)راوی:همان کسی است که حوادث رخ داده در مجلس مقامه را ذکر می کند.

2)متکدی:همان بطل یا قهرمان مقامه می باشد که تمامی حوادث داستان حول او دور میزند و داستان در نهایت با پیروزی او در کلیه امور پایان می پذیرد.

3)ملحه:که به نامهای نکته یا گره و یا عقده در فن مقامات از آن نام برده میشود همان امری است که مقامه در خصوص آن شکل گرفته و تنظیم شده است که البته این گره و عقده در مقامه،گاه از امور غیر اخلاقی و گاه از مسایل اخلاقی سخن می گوید و مفید است. به این ترتیب میتوان گفت:مقامه فن ادبی است همچون داستان کوتاه که پیرامون یک قهرمان موهوم دور میزند و سرگذشت او را بیان میکند.

قهرمان مقامه مردی است سخت حیله گر که تمام همتش محدود به اندک رزقی است که از راه گدایی بدست می آورد.  بنابراین موضوع داستان مقامه ،گدایی،خدعه،حیله و فریب است.

مقامه میدانی است برای نکته پردازی و نشان دادن مهارت واستادی در رهایی از تنگناهای زندگی،از راههای گوناگون..و به نوعی خاص نشان دادن قدرت لغوی و ادبی نویسنده ی آن؛

در این مقاله بر آنم تا به بررسی سیر اجمال این فن،در ادبیات عربی و فارسی بپردازم،ضمن اینکه جهت معرفی دقیق این نوع ادبی،عناصر تشکیل دهنده ی آن را معرفی کرده و به تعریف اجمالی آن پرداخته ام،و در پایان ضمن معرفی مقامه نویسان برجسته دو ادب فارسی و عربی،آثار آنان را نیز مورد نقد و بررسی کلی قرار داده و به مقایسه و موازنه بین این آثار پرداخته ام و آنگاه ارزش ادبی و تاریخی مقامات را متذکر شده ام.

 

آغازفن مقامه نویسی در ادبیات عربی

فن مقامه نویسی در ادبیات عرب از قرن چهارم به بعد توسط بدیع الزمان همدانی شروع شده و گویا خود او این اصطلاح را در معنی «قطعه ای مسجع و مصنوع شامل داستان یا حادثه ای» به كار برده است. باید اذعان كرد پیش از آنكه بدیع الزمان همدانی فن مقامه نویسی را در ادبیات عرب به شهرت برساند و نامش به عنوان مبتكر این فن از فنون ادبی مطرح شود، استاد او ابن درید (متوفی به سال 321 ق) داستان های كوتاه و فكاهی ای آراسته به صنایع لفظی خلق كرده و شاید در فن مقامه نویسی طبع آزمایی هایی كرده است ولی آنچه كه در این مورد مسلم و مورد اتفاق نظر اغلب دانشوران است این است كه ابن درید داستان های خود را «احادیث» نامیده و تا ظهور بدیع الزمان همدانی فن مقامه نویسی و اطلاق مقامه به نثر مصنوع و متكلف و آهنگین مطرح نبوده است. با این حال، ذكر این نكته نیز خالی از فایده نیست كه بدیع الزمان در نوشتن مقامات خود از احادیث ابن درید بی تاثیر نبوده است.

به هرروی، با استناد به منابع مختلف، نخستین كسی كه به مقامه نویسی روی آورد بدیع الزمان همدانی است. قلقشندی در صبح الاعشی فی قوانین الانشاء،حنا الفاخوری در تاریخ ادبیات عرب و بسیاری منابع مهم عربی و فارسی و نیز كسانی كه بعدها به پیروی از بدیع الزمان در فن مقامه نویسی طبع آزمایی كردند به این نكته اذعان دارند. در این میان، نظر فارس ابراهیمی حریری قابل تامل است. به اعتقاد وی گرچه مقامات در قرن چهارم هجری وضع شد اما حقیقت آن است كه بدیع الزمان مبتكر این فن نیست بلكه او با مهارت و استادی اجزایی را كه از قدیم در جامعه و ادبیات عرب بوده با یكدیگر تلفیق و تركیب كرده و فن قابل توجهی به دست آورده و كلمه مقامات را كه معانی فراوانی داشت بر فن خود اطلاق نموده و موجب شده معانی دیگر این كلمه كنار رود و مقامه فقط معنای اصطلاح خاص ادبی به خود گیرد. وی با این توضیحات مبتكر مقامه نویسی در ادبیات عرب را ابن درید دانسته و بدیع الزمان را از نظر تلفیق داستان استاد و مبتكر دانسته و عنوان كرده است كه بدیع الزمان اصطلاح مقامه را برای نخستین بار به یك نوع از قصه منحصر ساخته است. با این حال اغلب منابع متقدم و متاخر به مبتكر بودن همدانی در فن مقامه نویسی اذعان دارند.

 

درباره ابن درید

ابوبكر محمدبن حسن بن درید متولد 223 هجری در بصره است. او بعدها به عمان و فارس روی نهاد و سر آخر به بغداد بازگشت و در سال 321 ق در همان شهر در گذشت. ابن درید در شعر مهارتی كامل داشت و برخی ابیات و قصاید باقی مانده از وی این مطلب را تائید می كند. او علاوه بر سرودن شعر، در فن نثر نیز متبحر بود و آنچه از وی در این زمینه به یادگار مانده حكایت هایی است كه خودش نام «احادیث» بر آنها نهاده و همین حكایت ها عامل اصلی تشویق بدیع الزمان در نوشتن مقامه بوده است به گونه ای كه چهار صد حدیث و به اصطلاح خودش مقامه نوشت كه از آن فقط چهل مقامه باقی ماند. زكی مبارك درباره احادث باقی مانده از وی اعتقاد دارد كه آن احادیث عموما جنبه شوخی و تفنن دارد و برخی از احادیث با بهترین روش فكاهی به نگارش در آمده اند.

به هر روی، داستان های بر جای مانده از ابن درید را می توان نمونه ای از مقامات با سبكی شیوا و در عین حال عاری از تكلف دانست.

زندگی و آثار بدیع الزمان همدانی

حدود سی و هفت سال پس از مرگ ابن درید، در 358 ق در شهر همدان ابوالفصل احمد بن حسین یحیی همدانی مشهور به بدیع الزمان همدانی دیده به جهان گشود. اینكه برخی از مورخان ابن درید را استاد بدیع الزمان دانسته اند به نظر می رسد به واسطه بهره گیری بدیع از آثار ابن درید باشد وگرنه تولد بدیع الزمان سی و اند سال بعد از فوت ابن درید روی داده و با این استناد بدیع الزمان نمی توانسته در محضر ابن درید به تلمذ بنشیند. به هر حال، بدیع الزمان نزد ابن فارس لغوی درس خوانده سپس به ری و جرجان و نیشابور سفر كرده و در این مدت بانویسنده ها و شاعران زیادی برخورد كرده و تجربه اندوخته است. او در دربار پادشاهان ایرانی مانند دیلمیان و آل زیار و ملوك نیمروز و غزنویان پرورش یافته و همواره از صلات آنان بهره مند شده است. او در اواخر عمر در هرات ساكن گردید و با خاندان نجبا وصلت كرد و صاحب ملك و به تعبیر خودش “پانصد گاو و هزار رعیت” گردید تا اینكه در 398 ق درگذشت. از وی دیوان شعر، مجموعه رسائل و مقامات بر جای ماند.

 

بدیع الزمان و مهارت او در مقامات نویسی

بدیع الزمان همدانی كسی بود كه برای اولین بار باب مقامه نویسی را گشود و پس از او گروهی از ادبا در این راه گام نهادند. او برای این رشته از ادبیات دو صفت قائل شد كه بعدها هم از سوی بسیاری از طرفداران وی رعایت گردید. اول اینكه برای مقامه های خود یك راوی تعیین كرد كه قهرمانی ها، شگردها و حقه بازی های “قهرمان” مقامه را به عینیه در شهرهای مختلفی كه او گدایی كرده دیده و حال برای “جمعی در مجلس روایت می كند. دوم، قهرمانی كه اغلب از مشاغل پست اجتماع بویژه گدایان انتخاب شده كه با سخنان مسجع و قافیه دار مردم را مجذوب خود نموده و از آنها اخاذی می نماید. غیر از این دو ركن اساسی، ركن دیگری نیز به عنوان سنت مقامه نویسی به وجود آمد كه آن هم تعداد مقامه ها بود كه به پنجاه مقامه می رسید. حسین خطیبی در فن نثر انشای مقامات بدیع الزمان را تحت تاثیر چند عنصر متمایز دانسته است: 1) از جنبه داستان پردازی، تحت تاثیر قصص عربی 2) از جنبه لفظی و سجع، تحت تاثیر ابن درید 3) از نظر قهرمان داستان، تحت تاثیر روش گدایان، زیرا در این دوره گدایی با عبارات مسجع برای تاثیرگذاری در دیگران رواج داشته است.

مقامات بدیع الزمان افسانه هایی است كه غالبا پهلوان آن روایات ابوالفتح اسكندری مخلوق فكر خود بدیع الزمان و راوی وی عیسی بن هشام است كه اونیز خیالی است و لطایف و شاهكارهای این مرد در عباراتی لطیف و زیبا و آراسته و مایه عبرت و شگفتی و شادی شنوندگان و خوانندگان شده است. از دیگر خصوصیات كار بدیع الزمان آن است كه حوادث داستان هایش اغلب در محیط های متمدن شهری می گذرد و داستان هایش طرح و توطئه و گره گشایی دارد و صرفا هدفش عرضه لغات و كاربرد اصطلاحات و به رشته كشیدن مشتی مفردات نیست. او به مقامه چهارچوب مشخصی داد و با داستان پردازی های جذاب خود نثری شیوا و جذاب پدید آورد.

 

مقامه نویسی پس از بدیع الزمان

روش بدیع الزمان به سرعت مورد توجه نویسندگان قرار گرفت و راهی نو در ادبیات عربی گشود به گونه ای كه در فاصله بین قرن پنجم تا اواسط قرن چهاردهم حدود هشتاد نویسنده به عربی و زبان های دیگر مقامه نوشتند. توضیح هر یكی از آنان در این گفتار نمی گنجد اما ذكر این نكته ضروری است كه در همه آنها خطوط اساسی و ترسیمی بدیع الزمان در قالب مقامه نویسی رعایت گردید و در واقع آنان، همگی، به نوعی از بدیع الزمان تقلید كردند. به تدریج، در عین آنكه مقامه نویسی مورد استقبال نویسندگان عجم و عرب قرار می گرفت با تغییر ماهیت و شغل قهرمانان اصلی آن از گدایی به مشاغل دیگر تغییر محتوایی چشمگیری در مقامه نویسی پدید آمد و ادیبانی چون ابوطاهر اشتر كوتی از اسپانیا، قاضی حمیدالدین از ایران، ابومحمد قاسم بن عثمان حریری از عراق، نصیف یازجی از لبنان، عبدالله پاشا فكری از مصر، ابراهیم بن محمد المهدوی از عربستان، محمدبن عفیف الدین التلمسانی از سوریه و مقاماتی به رشته تحریر درآوردند. در این میان، دنیای تصوف نیز به مقامه نویسی روی آورد و صوفیان طریقه های مختلف به نگارش مقامه های صوفیانه پرداختند. آنان در فن مقامه نویسی با حفظ سبك به سرعت محتوای آن را كه كدیه بود با اعلاترین درجه صوفیه یعنی جایگاه مرشد و مراد كامل خود عوض كردند و پرسش ها و پاسخ ها را جنبه اعتقادی و مذهبی دادند. “مقامات الصوفیانه” شهاب الدین سهروردی و “مقامات العماء بین ید الخلفاء و الامراء” غزالی از این دست است. در دوره صفویه این نوع مقامه نویسی به زبان تركی هم سرایت كرد و مقامه هایی در رابطه با شیخ صفی الدین اردبیلی از سوی صوفیان یا پیروان آنها به نگارش درآمد كه رساله “البرخ (البویوروق به معنی دستور و فرمایش)“ از آن جمله است. رساله البویوروق تمام خصوصیات مقامه نویسی صوفیانه را دارد.

دنباله مقامه نویسی همچنان ادامه داشت و حتی در قرن یازدهم و دوازدهم كه ادبیات عرب رو به انحطاط می رفت هنوز شیوه مقامه نویسی برای موضوعات گوناگون به كار می رفت. از میان تمام آثاری كه در فن مقامه نویسی به زبان عربی پدید آمدند “مقامات حریری” شهرت فراوانی یافت و نویسنده آن عنوان بزرگترین مقامه نویس بعد از بدیع الزمان را به خود اختصاص داد.

 

 

نقدی  بر مقامات همدانی

به وصف واقع گرایانه ی اخلاق ومرام در رفتار معاصران،معتقد است.گویی در پرده هایِ نمایشیِ کوتاهی،گوشه های زشت و محکوم شدنی جامعه را از نظر خواننده میگذراند و کارش بی آنکه جنبه ی موعظه و نصیحت داشته باشد،آگاه کننده وافشاگرانه است.

واقع گرایی بدیع الزمان،در صحنه آرایی و اشخاص مقاماتش و گاه در سخنان آنها نیز مشهود است.چنانچه در«المقامة الدینار»از مصطلحات وحتی دشنام های رایج میان اوباش و ولگردان آن زمان استفاده کرده ، همچنین در«المقامة الرصافیة» از اسرار دنیای دزدان و کف زنان وطراران پرده برداشته،و در « المقامة الشامیة» اشارات وقیح جنسی را گنجانده است.

با آنکه اغلب مقامه ها با یک شیوه شروع و ختم می شود-یعنی راوی هر بار قهرمان را در قیافه ی جدیدی می بیند،ونه چندان دیر او را به جا می آورد- تنوع و تازگی مناظر و حوادث و گاه اشخاص فرعی حفظ می شود.مثلا شرح وضع مضحکی که روستایی ساده دل،در«المقامة البغدادیة» دچار آن شده،یا وصف حمامی و دلاکها در بخش اول از «المقامة الحلواییة» فراموش نشدنی است.در بخش دوم این مقامه ابوالفتح اسکندری ،حجام پر چانه ای است که دلاک خاموش هزارویک شب را به یاد می آورد.حجام آسمان و ریسمان را به هم می بافد و با گفتن آنچه از ادب و کمال و امثال شنیده ،خواننده را مسحور قلم جادویی بدیع الزمان می کند. اما ابوالفتح اسکندری غالبا بصورت دریوزه گری شیاد ظاهر می شود،که به زبان آوری و سخنوری از حاضران پول می گیرد و خرج عیاشی می کند.این تصویر طنز آمیزی است که از ادیب آن دوران که می باید طلبانه دم را غنیمت بداند.بدین گونه ابوالفتح اسکندری گاه به هیئت سلحشوران و یکه سواران«المقامة الفراریة»،«المقامة الملوکیة» و گاه به لباس گدایان با عصا و انبان«المقامة الاسدیة»و گاه در زی غاریان داوطلب که برای جهاد با کفار،کمک گردآوری میکردند،ظاهر می شود«المقامة القزوینیة»؛در مقامه ای دیگر هم مطرب میخانه است و هم پیش نماز مسجد«القرنصیة» بار دیگر در جلسه ای ادبی در نثر اظهار نظر میکند و چون طلب زیادت می کنند او نیز زیادت می طلبد«المقامة الجاحظیة» گاه رباینده ی دستار شیطان«المقامة الابلیسیة»و گاه نیز دعا نویس«المقامة الحرزیة»،«المقامة الصفهانیة» است.

در «المقامة الوصیة»بدیع الزمان موفق شده است که پیش از مولیر افکار یک «خسیس»تمام عیار را بیان کند.اما شاهکار وی <<المقامة المضریة>>است که در آن جزییات خانه و زندگی و کسب و معیشتِ بازاریِ تازه به دوران رسیده ای را،وصف کرده و توانسته است خصلت های گروه را در قالب فرد بنمایاند.ظاهرا قاضی  حمیدالدین بلخی بهترین مقامه نویس زبان فارسی،نیز این مقامه را بهترین اثر بدیع الزمان تشخیص داده که با اقتباس از آن مقامه ،استادانه (سکباچیه)را پدید آورده است.

حریری

ابومحمد قاسم بن علی بن عثمان حریری در سال 446 ق در روستایی در اطراف بصره به دنیا آمد. پس از طی دوران كودكی به بصره رفت و در محضر استادان بزرگی به شاگردی نشست و بر اثر هوش و استعداد سرشارش در علوم دینی و لغت و نحو تبحر یافت و كم كم در خدمت خلفای بغداد و وزرای ایشان به تالیف و تصنیف پرداخت و شهرت بسیار یافت. او سرانجام در 516 ق از دنیا رفت. از حریری چند اثر به یادگار ماند كه در این میان مقامات او- كه در تقلید كامل از بدیع الزمان به نگارش در آمده بود- شهرت یافت و پس از تصنیف همواره مورد توجه ادبا قرار گرفت و بسیاری درصدد تقلید از او به مقامه نویسی روی آوردند اما سبك دشوار و متانت عجیب او سبب شده كه مقاماتش غیر قابل تقلید شود.

تعداد مقامات حریری به تقلید از بدیع پنجاه مقامه است كه نخستین آن صنعانیه است و قهرمانان آن حادث بن همام و ابوزید سروجی هستند. موضوع اصلی همه مقامات حریری و اساس داستان های آن كدیه است و در همه داستان ها قهرمان و راوی به گونه ای روبه روی هم قرار می گیرند. باید اذعان كرد نوشته های حریری تفنن صرف و نوعی هنرنمایی است و دلیل این امر نیز آن است كه در عصر حریری كار تفنن و تصنع در لفظ از مرحله بلاغت بسیار دور شده و به مسابقه و هنرنمایی تبدیل شده بود و در این زمینه حریری گوی سبقت را از همگان ربوده است. برخی نیز مقامات حریری را رویه كاری های لفظی و آرایه های ناپسند معنوی و فاقد مضامین اجتماعی دانسته اند.

نقدی بر مقامات حریری

در مقامه نخست حارث بن همام راوی مقامه ها،با ابوزید آشنا می شود و معارفه بین آنها صورت میگیرد،در مقامه های دیگر ابوزید با حیله های تازه و چهره های گوناگون در شهرهای مختلف ظاهر می شود و شگفت آنکه هربار نیز حارث سرانجام او را باز می شناسد.چهل و هشت مقامه نخستین،شرح ماجراهای ابوزید و شیوه های ترفندش در تکدی و مال اندوزی،و چهل و نهمین آنها تصویری است از اواخر عمر ابوزید و وصایای او به فرزندش که جز تکدی پیشه ای را بر نگزیند و شیوه های او را بیاموزد.سر انجام در آخرین مقامه اوزید نادم از کرده های گذشته به سوی خدا باز میگردد پشمینه می پوشد و خلوت می گزیند و به عبادت ونماز و ذکر خدا می پردازد.حارث او را دراین حال می یابد و روز و شبی را با وی می گذراند و سپس او را به حال خویش رها میکند و مقامات به پایان میرسد.

از کتاب مقامات حریری ده نسخه ی مصور به دست ما رسیده است که یک نسخه در کتابخانه لنینگراد،یکی در کتابخانه ی ملی وین،سه نسخه در کتابخانه ی ملی پاریس،سه نسخه  در موزه ی بریتانیا،یک نسخه در استانبول و نسخه ی دهم در کتابخانه ی بودلی اکسفورد نگهداری می شود.

اهمیت ویژه ی نگاره های مقامات حریری در این است که ما را با سبک زندگی جامعه ی عرب آن روزگار آشنا می سازد.این شناخت، حوزه های مختلفی را در بر می گیرد که ذیلا به بررسی برخی از آنها می پردازیم:

الف)شناخت جامعه و روابط انسانی:شخصیت های مقامات حریری در موقعیت های متنوعی ترسیم شده اند و در این نگاره ها ما انسان هایی را می بینیم که شاد و خوشحال در جشن عروسی یا مجلس بزمی شرکت کرده و خوشگذرانی می کنند،و گاه بربالای پیکر مرده ای به زاری و شیون می پردازند.زمانی خشمگینانه با هم نزاع می کنند و به هم پرخاش میکنند،و زمانی دیگر جامه ی احرام بر تن کرده و عازم سفر حج می شوند.

این نگاره ها تصاویری واقع گرایانه از صحنه های زندگی روز مره ی مردمان آن زمان را در اختیار ما قرار می دهند و از این حیث ارزش فراوانی دارند.در برخی موارد گاه به نکته ی جالبی همچون نحوه ی  پوشش زنان در آن دوره نیز برمی خوریم.

ب)شناخت طبقات اجتماعی:شخصیت های حاضر در نگاره ها موقعیت اجتماعی خاصی دارند

،قاضی دادگاه،امام جماعت،والی ،طبیب ،ناخدا،غلام و گدا،هر کدام به طبقه ی خاصی تعلق

 دارند و نوع پوشش، رفتاروطرزنشستن آنها متفاوت از دیگری است.

ج) شناخت محیط جغرافیا:قهرمانان مقامات حریری از شهری به شهر دیگر سفر می کنند و
 داستان هر بار درجغرافیای خاصی روی می دهد.در جریان این سفرها و همراه با قهرمانان
 داستان، با مساجدی در سمرقند ،تفلیس،تنیس و مغرب،گورستانی در ساوه،کتابخانه ای در
 بصره،مکتب خانه ای در حمص،خیمه ای در اهواز و....آ؛شنا میشویم.این محیط ها منطبق با واقیت ترسم شده اند واطلاعات مفیدی را پیرامون روابط حاکم بر هریک از این محیط ها و ویژگی های معماری آنها به ما منتقل می سازد.

د) شناخت ابزار و وسایل:در بسیاری از نگاره ها بنا به ضرورت ابزار و وسایل مورد استفاده در آن دوره ترسیم شده اند،از یک کشتی بزرگ با جزئیاتش گرفته تا تیغ ها و نشترهای حجامت،منبر مسجد،ظروف متنوع،قندیل های آویزان به سقف و سازهای موسیقی، همه و همه در این تصاویر به چشم می خورند.

در کتاب نگارگری اسلامی اثر ثروت عکاضه،فصل کاملی به معرفی نسخه های مصور مقامات حریری اختصاص یافته است.وتوضیحاتی در مورد برخی از آنها ارائه شده است.در ادامه تعدادی از نگاره هایی را که در این کتاب به آنها اشاراتی شده است مورد بررسی قرار می دهیم  و شرح مختصری پیرامون آن ارائه می دهیم.لازم به توضیح است که این نگاره ها مربوط به نسخه ی سال 1223.م. هستند که در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود.

مقامه ی چهارم: در راه سفر به دمیاط شب هنگام کاروان برای استراحت باز می ایستد،حارث نجوای دو تن را می شنود که در باره ی شیوه ی رفتار با دوست و همسایه سخن می گویند،کنجکاو می شود که صاحب سخنان را بشنود با روشن شدن هوا در می یابد که ابوزید و پسرش هستند.در این نگاره موقعیت زمانی به شیوه ی جالبی ارائه شده است.فضایی هلالی شکل به رنگ آبی تیره نشان از آسمان شب دارد که قرص کامل ماه و ستاره ها در آن می درخشند.همین شیوه ی بازنمایی شب در نگاره ای دیگر مربوط به مقامه ی چهل و چهارم نیز بکار گرفته شده است.ابوزید در سمت چپ تصویر در حال گفتگو با فرزندش دیده می شود،فضای صحنه با طراوت است و زمین با سبزه پوشیده شده است.دو درخت میوه دار در این نگاره به چشم می خورد که به سبک میوه های (الادویة المفردة) تصویر شده اند.

مقامه بیست وششم: حارث در اهواز خسته از سفر در حالی که  وضع مالی خوبی ندارد به در خیمه ای می رسد که غلامانی نیکو در اطراف آن،در رفت و آمد هستند.درون خیمه پیری با جامه ای فاخر در حالی که در اطرافش طبق های میوه ی دست چین قرار داشتند،نشسته بود.حارپ با وی سخن می گوید و از پاسخ او در می یابد که پیر همان ابوزید است.از او می خواهد که داستان مالداری خویش را برای وی بازگوید.در این نگاره خیمه ای عربی به چشم می خورد که حارث  در حال ورود به آن تصویر شده است .ابوزید درون خیمه نشسته و اطرافش را غلامانی در برگرفته اند.پشت سر وی دو ظرف طلایی میوه قرار دارد و همه ی اینها از تمکن وی خبر میدهند. چین و شکن های پارچه ی مرغوب خیمه،تاثیرات هنر بیزانسی را نشان می دهد.

مقامه ی بیست و هشتم:حارث به سمرقند سفر می کند و صبح آدینه به آنجا می رسد.به گرمابه می رفته و گردوغبار سفر را از تن می زداید و برای انجام فریضه ی نماز آدینه راهی مسجد جامع شهر می شود.امام جماعت وارد می شود و بر بالای منبر می رود و سخنانی فصیح در مذمت دنیا و یادآوری مرگ،بر زبان می راند وسپس نما را ادا می کند.حارث در پایان نماز درمی یابد که امام جماعت مسجد کسی نیست جز ابوزید.

حارث به خانه ی ابوزید می رود و وی را در حالت نوش شراب مشاهده می کند،وبه خاطر همین کار او را سرزنش میکند.در این نگاره ما با فضای مسجدی در قرن هفتم آشنا می شویم. منبری چوبی با تزیینات هندسی، در جانب محراب قرار گرفته است.محراب جناغی شکل و با نواری از جوانه های درهم تنیده از سایر بخشها متمایز شده است.قندیل های طلایی رنگ به سقف مسجد آویخته شده اند.ابوزید بربالای منبر در جامه ای که بی شباهت به لباس اسقفان نیست،تصویر شده است.حارث مطابق متن کتاب در جای نزدیک منبر نشسته تا بتواند خطبه را بشنود و حاضرین نیز با دقت به سخنان گوش می دهند.

مقامه چهل وهفتم: حارث در شهر حجم الیمامه تصمیم می گیرد حجامت کند،نشان از پیری حجامت گر به او می دهند،به نزد وی می رود و او را در حال نزاع با غلامی می بیند که پولی در بساط ندارد و مصرانه از پیر درخواست می کند که وی را حجامت کند،در جریان نزاع آستین غلام پاره می شود و این موضوع او را به گریه می اندازد،از پیر میخواهد که زیان وارد آمده را برطرف سازد،اما پیر عنوان میکند که پولی ندارد و از جماعت حاضر در صحنه کمک می طلبد.پول زیادی جمع می شود و آندو پول را بین خود تقسیم می کنند در پایان حارث از پیر درخواست می کند که  وی را حجامت کند،پیر نزد حارث می آید و خود را معرفی می کند و حارث در می یابد که پیر و غلام کسی نیستند جز ابوزید و پسرش...

در این نگاره ابوزید در نقش پیر حجامتگر برروی تخت کوتاهی نشسته و پشت سر وی جعبه ای چوبی به چشم می خورد که تیغ ها و نشترها و سایر وسایل جراحی در آن چیده شده اند. غلام سیه چرده با جامه ای قرمز رنگ تصویر شده و  ناراحتی و عصبانیت  پیر،وهمچنین پارگی لباس غلام به وضوح در تصویر دیده می شود. حارث با ریش خرمایی رنگ درپشت سر غلام ایستاده وبه بالا خیره شده است.

تفاوت مقامات بدیع با مقامات حریری

آنچه به طور خلاصه در این خصوص می توان گفت این است که حریری در مقامات خود پس از بداوت به حضارت تمایل دارد و این رغبت در آثارش منعکس شده است.او تنها در یکی دو مورد از بداوت بهره برده،برخلاف بدیع که در جندین مقامه ی مستقل ،اسلوبش به بداوت با محیط بادیه نزدیکتر است تا حضارت و فضای شهرنشینی؛اما نکته ی دوم این است که مقامات حریری طولانی تر از مقامات بدیع است،البته این طول وتفضیل به وسعت فن قصصی مقامه او بر نمی گرددد،یعنی این تفضیل دادن ها مربوط به داستان طولانی مقامه نیست،بلکه از این جهت است که گاه حریری دو خبر را در یک مقامه جمع می کند،یا شاید از آن روی باشد که او در کاربرد الفاظ مترادف و اشعار در مقامات  افراط می کرده به طوری که در برخی از این مقامات ،قصاید کاملی را برای  آن آورده که ابوزید به شرح و تفسیر آن پرداخته و اخبار مربوط به آن را بیان می کند.

مقامات حریری از حیث صنعات ادبی دقیق تر از مقامات بدیع است و اشعارش از اشعار او رساتر و شیواتر.

حریری از حیث تعمق در لغات و آوردن امثال و آنچه به نحو و انواع اشتقاق مربوط است از بدیع موفق تر عمل می کند،و در کاربرد این امور اصرار بیشتری از خود نشان می دهد.مقامات حریری  از جهت گرایشات تعلیمی شبیه مقامات بدیع است و در برخی جاها حتی برتر از آنها؛زیرا مقامات همدانی آسان تر و کم تکلف تر و از حیث وقایع و حوادث مبتکرانه تر اند،اما مقامقت حریری در ورطه ی سجع و تعقید فرو رفته و همین أداء مطلب  را دشوار ساخته تا آنجا که کنایات پی درپی را بصورت  لغز و معما در آورده است.

با توجه به تفاسیر بالا اگر بخواهیم  یکی از این دو را بر دیگری فضلی نهیم،نظر بنده همان ضرب المثل معروف است (الفضل لمن سبق)

آغاز مقامه نویسی در ادب پارسی

در زبان فارسی اولین مقامه با تاخیر دویست ساله از ابتدای پیدایش آن در زبان عربی، توسط عمرو بن محمود بلخی (قاضی حمیدالدین بلخی) در قرن ششم نوشته شد. با آنكه برخی نویسندگان كوشیدند در این شیوه قلم بزنند اما فن مقامه نویسی در فارسی خیلی مورد استقبال قرار نگرفت و نتوانست جایگاه ثابت و محكمی در ادبیات فارسی داشته باشد. یكی از دلایل این امر آن است كه دایره وسعت لغات و خصوصیات لغوی در فارسی به اندازه عربی نیست و زمینه برای تفنن در زبان فارسی كمتر است و همچنین سابقه علوم بلاغی در عربی بیشتر از فارسی است. لذا با تغییر روش در زبان فارسی مقامه جای خود را به حكایت داد و در ادبیات فارسی جا باز كرد. با نگاهی به شیوه نثر خواجه عبدالله انصاری این سخن كه زبان فارسی خالی از سجع نیست و می توان كلمات زیبا و سره را جایگزین لغات عربی كرد تائید می شود. “درویشی از فقیر پرسید كه اگر روزی در طلب آیم و از این بحر به لب آیم حق به عاقلی جویم یا به عاشقی پویم به از عاقل و عاشق كدام بهتر و از عقل و عشق كدام مهمتر؟

با این تفاسیر می توان گفت به جز یكی دو كتاب مقامه از جمله مقامات امیری ادیب الممالك فراهانی- كه هنوز به زیور طبع آراسته نشده - اثر شاخص دیگری به معنی واقعی مقامه در زبان فارسی خلق نشد و مقامات حمیدی به عنوان تنها اثر فن مقامه در ایران شهرت یافت و ادبای پس از وی طبع خود را در حكایت پردازی آزمودند.

قاضی حمیدالدین بلخی و مقامات حمیدی

عمروبن محمود ملقب به حمیدالدین و مشهور به محمودی بلخی قاضی القضات بلخ بوده است. او علاوه بر اجتهاد در فقه و علوم دینی در نویسندگی و شعر نیز دست داشته و گویا آثار زیادی به نگارش درآورده كه به جز مقاماتش اثر دیگری از وی از گزند روزگار در امان نمانده است.

حمیدی مقاماتش را در 551 ق به شیوه مقامات حریری و همدانی نوشت و در مقدمه كتابش مدعی شد كه پیش از او كسی به زبان فارسی مقامات ننوشته و او نخستین كسی است كه به این كار همت گماشته است قهرمان مقامات بدیع ابوالفتح اسکندری و قهرمان مقامات حریری ابوزید سروجی است.حال آنکه مقامات حمیدی قهرمان مشخصی ندارند. واغلب پیرمردی است جهاندیده و مجهول الهویة.هر مقامه با این جمله شروع می شود(حکایت کرد مرا دوستی که....)؛سپس با اطناب و سجع و ضرب المثل و اشعار فارسی و عربی  داستان را تعریف میکند.سپس در پایان شعری می آورد که مفاد آن این است که دیگر از سرنوشت قهرمان داستان مرا خبری  نیست و در واقع پهلوان مقامه که پیرمردی است جهاندیده،از نظر گم می کند و با جمله ی: « معلوم نشد زمانه کجاش برد؟ معلوم من نشد که سرانجام وی چه بود؟از آن به بعد زمانه ندانم از او چه خواست؟و.........مقامه را به پایان می رساند.

 

مقامات حمیدی از همان زمان تالیف شهرت بسزایی یافت یكی از دلایل این امر آن بوده كه شیوه مقامه نویسی در فارسی اسلوبی بدیع و در عین حال دشوار بوده اما حمیدی توانسته بود از عهده آن برآید و از حیث تفنن در لغات و پرورش مضامین و تنظیم داستان اثری بدیع و همتراز با مقامات حریری خلق كند. كتاب او دارای 24 مقامه است كه همه از حیث شروع داستانی و پایان آن یكسانند. یعنی همه داستان ها از زبان یك دوست مخلص و مهربان روایت می شود. (34) قاضی برای هر یك از مقامه هایش نیز قهرمانی مناسب اما ناشناس برگزیده است. از دیگر خصوصیات مقامات حمیدی آن است كه در میانه نثر ناگهان همان مطلب را به نظم فارسی می سراید و گاهی نیز گذشته از شعر فارسی، شعر عربی هم می آورد.

نمونه ای از مقامات حمیدی

حکایت کرد مرا دوستی  که شمع شبهای غربت بود وتعویذ تب های کربت؛که وقتی از اوقات با جمعی از آزادگان در بلاد آذربایگان میگشتم و به حمرای هر چمن و خضرای هر دمن می گذشتم،عالم در کله ربیعی بود و جهان در حمله طبیعی،خاک بساتین پر نقش آذری بود و فرش زمینه پودیبه روی و شوشتری و بوجهای چمن پر زهره و مشتری؛

بستان به خوشی چون وصل دلداران بود          رخساره ی گل جوی روی می خواران بود

سوسن آزاد با بلبل استاد می گوید«ای مدعی کذاب و ای صیر فی قلاب چو منباش،که جز بر یک پای بنویسم و با ده زبان یک سخن نگویم،که سرّ عشق نهفتنی است نه گفتنی،وبساط مهر پیمودنی است نه نمودنی؛چون سخن شیخ بدین جای رسید،و وصافی بهار تمتم شد پیر برپای خواست،سفره ی سفر را از آزادی بخواست،هر یک آنچه را داشتند در میان افکندند و پیر آن جمله را در اینان افکند و روی به عزیمت راه آورد.

معلوم نشد که روزگار کجاش برد                    در بزم روزگار کجا خورد صاف و درد

در قرون متاخر، برخی گلستان سعدی را نثر موزون و متاثر از مقامات حمیدی دانسته اند و سعدی را در شیوه كار گلستان پیرو حمیدی شمرده اند، این ذهنیت به دلیل آهنگین بودن سخن سعدی شكل گرفته است. در واقع، هر چند گلستان شباهت هایی به مقامه دارد اما كتابی است كه نه تنها قرن های متمادی، با روح و جان ایران دمساز گشته بلكه پا را فراتر نهاده و مرزهای جغرافیایی را در نوردیده است. (35) سعدی با خلق چنین شاهكاری طرز مقامه نگاری در فارسی را معین كرد و بدین وسیله ناسخ شیوه مقامات حمیدی گردید.

انعكاس و تاثر مقامات عربی در مقامات فارسی

قاضی حمیدالدین بی هیچ تردیدی مقامه های خود را به قصد معارضه با مقامات همدانی و حریری نوشته است،بطوریکه در مقدمه ی کتابش شرح داده که اثر هر دو نویسنده را در دست داشته و اوقات فراغت را با مطالعه ی آن دو اثر می گذرانده است ودر نتیجه ی تاثر از آن نگاره ها،به نگاشتن خود همت گماشته است؛از این رو تصاویری که از مقامه های عربی در ذهن قاضی مرتسم بوده،در مقامه های فارسی منعکس شده است.این تصاویر گاهی عینا شبه اصل است و گاهی کم و بیش اختلاف دارد.

اینک وجوه  مختلف اشتراک و اختلاف آنها را از جهات مختلف در نضر میگیریم و مقامات فارسی را با مقامات عربی به ترتیب زیر می سنجیم:

الف) از لحاظ سبک: از این لحاظ قاضی شیوه ای میانه،بین همدانی و حریری در پیش گرفته است،در مقایسه ی مقامه های این دو نویسنده دیدیم که همدانی رشته ی سخن را به دست ذوق و لطافت سپرده و در التزام سجع هرگز اصرار نورزیده است؛و لیکن حریری در ساختن جملات مزئوج مصِر بوده و احیانا در نتیجه ی اصرار،موجب تعسف انشای خود شده است.و اما نویسنده ی ایرانی از حیث التزام سجع و رعایت مزدوج،تابع حریری بوده و حتی بیش از او در ای کار افراط ورزیده است.از حیث آسان نویسی و پرورش جمله های سهل و ممتنع که مقدارش در مقامه های قاضی کم نیست،پیروی از علامه ی همدان کرده است.به هر حال باید گفت که قاضی به اثر دو نویسنده ی عربی نظر داشته و هر دو را سرمشق خود قرار داده و محسنات هر دو را برگزیده و ذوق شخصی و روح ایرانی را نیز در آن آمیخته است.

فرق عمده ی سبک قاضی با آن دو،مخصوصا با همدانی در اطناب است؛قاضی به اطناب تمایل خاصیی دارد، علی الخصوص  در آغاز مقدمه ها،مثلا اگر مفهومی را که همدانی در یک یا دو جمله و حریری در دو یا چند جمله گنجانیده و تمام کرده است،قاضی در یک یا چند صفحه نگاشته است.

ب) از لحاظ صفات عمومی مقامه نویسی: از این لحاظ نیز مقامه های قاضی با مقامات عربی قابل مقایسه است،زیرا در اصول با همدیگر مشترکند،ودر جزییات گاه با هم مشترکند و گاه اختلاف دارند. راوی در مقامات عربی شخصی مفروض و با نامی معین است که همه ی داستانها از زبان او تقریر می شود،حال آنکه راوی در مقامات حمیدی  یکی از دوستان یکدل و مهربان نویسنده است و هر داستان از زبان یکی از دوستان نقل می شود.قهرمان مقامات عربی شخصی مفروض ومعین و اهل شهر معینی است ولی در مقامات حمیدی شفقهرمان شخصی نامفروض و ناشناس است که راوی تصادفا با وی برخورد می کند.

در مقامات عربی قهرمان اصلی یکی است که در هر داستان به شکلی ساختگی ظاهر میشود،ولی در مقامات حمیدی هر داستان به تناسب موضوع یک قهرمان اصلی مخصوص به خود دارد.از لحاظ طرز آغاز داستان معمولا هم مقامات عربی و هم مقامات حمیدی با جمله هایی معین و یکنواخت شروع می شوند.همچنین در هر دو نوع فارسی و عربی مقامات،غالبا ماجرا در دیار غربت و شهرهای بزرگ رخ می دهد.

در مقامات  عربی غالبا حکایت با انشاء شعری مناسب حال از طرف قهرمان پایان می یابد ولی در مقامات حمیدی راوی قهرمان را گم میکند و با دو بیت شعر از گم کردن او اظهار تأسف می کند. جنبه ی داستانی در هر دو مورد ضعیف است و گاه وجود ندارد.از حیث انتقادی و اخلاقی،مقامات عربی مخصوصا مقامات همدانی از مقامات حریری قوی تر است.از لحاظ نامگذاری مقامات نیز مقامه های عربی غالبا به سرزمین ها نسبت داده شده اند مانند«مراغیه،تبریزیه،اهوازیه،اصفهانیه و.......» ولی در مقامات حمیدی بنا بر موضوع داستان مقامه ها نامگذاری شده اند مانند«فی العشق، فی التصوف، و....»

ج) از لحاظ اقتباس لغات و ترکیبات: در بسیاری از موارد قاض حمیدالدین بلخی از لغات و ترکیبات مقامه های عربی استفاده کرده و یا عباراتی از آن را به فارسی برگردانده و در حکایات خود وارد کرده است،که ذکر چند نمونه بی بهره نخواهد بود:

«حریری در مقامه ی نخستین خود در وصف پیری که با حرارت بسیار وعظ می کرد،لغت«شقاشق»را بکار برده که کلمه ای عربی است به معنای(کف دهان شتر مست) که قاضی قاضی حمیدالدین این استعاره را گرفته و در مقامه های خود بکار برده است:«چون شقاشق شیخ در بیان دقائق و حقائق....» همچنین حمیدی کلمه ی قادح در جمله ی(ای اهل بلاد عجم و ای قادحان زناد کرم...)را از حریری اقتباس کرده است (نستکفی بک الانتصاب لازراء الأقادح)و...

از این قبیل لغات و اصطلاحات بسیار می توان یافت که از مقامات عربی به مقامات فارسی رفته اند،اغلب خطبه ها در فارسی از حیث معنی و لغت شباهت زیادی به خطبه های عربی دارند.

د) از لحاظ موضوع و مفهوم جالب: اگر چه مقامات حمیدی از لحاظ شماره کمتر از مقامه های همدانی و حریری است لیکن از لحاظ موضوع با آنها قابل مقایسه است.قاضی در موضوعات کدیه و فکاهی و مسایل ادبی،علمی،فقهی،وعظ،وتذکیر مقامه نوشته و در مسائل تفننهای ادبی ،از قبیل مناظره و لغز وتعمیه و لزوم ما لایلزم،توجه به مقامات حریری داشته است.علاوه بر این قاضی در نوشتن مقامه ی تاریخی و عرفانی و توصیفی ابتکار  دارد. و در همه ی مقاماتش از لحاظ پرورش موضوع و ربط انجام و آغاز داستان،مهارت مخصوص بکار برده است.و لیکن حق این است که مایه ی داستان های قاضی،از حکایات عربی گرفته شده است.اگرچه قاضی جز در قاضی «سکباجیه» به تمام و کمال لز مقامات عربی تقلید نکرده است،لیک هیچ داستانی از او نیست که مفهوم و مطلب مقامه های عربی را حاوی نباشد.

ارزش ادبی مقامات

استاد حناالفاخوری در کتاب خود به برخی از این ارزش ها پرداخته و می گوید:««مقامات اگرچه در قالب داستان نوشته شده اند ولی ارزش واقعی داستان را ندارند،زیرا یکی از مهمترین ویژگی های داستان داشتن شخصیت های ممتاز داستانی و تحلیل روانی و تعلیمات اخلاقی آن است،که مقامات از آن بی بهره اند و در آنها نیرنگهایی برای بیان زندگی گدایان به سبکی واحد استفاده شده است.

از جمله فواید مقامات می توان تمرین انشاء و آگاهی  بر مذاهب نظم و نثر را نام برد.بعضا پاره ای از حکم و تجارب و نکته های شیرین و مواعظ در آنها پیدا می شود.اما از بعد تاریخی مقامات تصویری است جزیی از زندگی مردم در روزگاری که گدایی و تکدی گری حرفه و شغل انسان ها به شمار می آمد،و با بیانی بهتر مقامات باز گو کننده ی حماقت انسان هایی بوده که در زمان آنها تدیس و تملق بر تعقل و تفکرشان فائق آمده بود.

{هذا الزمان مشموم کما تراه غشوم} این روزگار نحس است،همچنان که ستمکار می بینی اش.
{الحق فیه ملیح،والعقل عیب و لوم}  حماقت در آن ملاحت است،عقل و اندیشه عیب و فرومایگی است.

{والمال طیف و لکن حول اللئام یحوم}مال و ثروت رویا و خیالی است که بر گرد فرو مایگان می چرخد.



 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1-فارس ابراهیمی حریری، مقامه نویسی در ادب فارسی، تهران، دانشگاه تهران، 1383 ش، ص 4 و 5

2-المنهج فی تاریخ ادب العربی، ص 8

3- جواد طحان، مقایسه گلستان سعدی و مقامات حمیدی، پایان نامه كارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی مشهد 1384، ص 5

4- لغت نامه دهخدا، ذیل مقامه و مقامات

5- تاریخ بیهقی، تصحیح خلیل خطیب رهبر، ج 1، تهران، مهتاب 1383، ص 212
6-كلیله و دمنه، تصحیح مجتبی مینوی تهرانی، تهران 1374، ص 129
7- ملك الشعرای بهار، سبك شناسی ج 2، تهران، امیركبیر، 1355، ص 325
8-حنا الفاخوری، تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمه عبدالمحمد آیتی تهران، توس ص 537 و 538
هادی برومند، كارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 خرداد 1390 08:24 ق.ظ
جناب برومند لطف كنید اگه امكان داره در پایان مقالات فهرست منابع ذكر كنید من از یك مقاله بهره بردم و نیاز به اطلاعات بیشتری داشتم ولی نمی دونم از چه منبعی استفاده كنم.ممنون
هادی برومندحتما .معمولا مینویسم هر کدوم رو میخوای واست می فرستم.
یکشنبه 8 خرداد 1390 08:17 ق.ظ
سلام وبلاگ خوبی دارید .واسه كاری كه من داشتم مفید بود .من هم دانشجوی ارشد ادبیات هستم .موفق باشید.
هادی برومند امیدوارم موفق باشی. بازم سر بزن.
چهارشنبه 3 فروردین 1390 11:19 ب.ظ
hiiiiii
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام..
بنده دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عرب هستم.
هدف از این وبلاگ تبادل اطلاعات میان دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی و فارسی است. با پیشنهادات و نظرات خود ما را در بهبود این وبلاگ یاری كنید. درباره سوالاتی که بعضی از دوستان از طریق نظرات میفرستند لطفا یه ایمیل معتبر بنویسن که بتونم جوابشون رو بدم . بعضی از دوستان سوالاتشون رو از طریق نظرات وبلاگ بصورت خصوصی ارسال میکنند که بهتره بدونید که تو سیستم وبلاگ نویسی امکان پاسخ به نظرات خصوصی در صفحات وبلاگ وجود نداره. پس این دوستان لازمه که یک ایمیل بنویسن تا بتوانم جوابشون رو بدهم و یا اینکه بهتره که سوالشون رو از طریق ایمیل برام ارسال کنند.
اما بقیه دوستایی که تو قسمت نظرات سوال میکنند (غیر از پیام خصوصی) بهتره که صفحه ای که سوال کردن رو بخاطر بسپرن و برای دریافت جواب به همون صحفه مراجعه کنند.
اگه هم کسی از دوستان سوالی پرسیده که جواب نگرفته لطفا دوباره بفرسته. البته جواب های من جنبه ی پیشنهادی داره.
هرگونه پیشنهاد و انتقادی از طریق آدرس ذیر قابل انتقال است.
brumand.hadi@yahoo.com
موفق باشید.

مدیر وبلاگ : هادی برومند
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :