تبلیغات
بانک مقالات فارسی و عربی - هرمنوتیک
 
بانک مقالات فارسی و عربی
من طلبَ شیاً و جدَّ، وَجَد؛
یکشنبه 19 تیر 1390 :: نویسنده : هادی برومند

علم هرمنوتیك

لفظ هرمنوتیك در فلسفه یا نقد ادبی كلمه‌ای بیگانه است و حتی در علم كلام نیز به نظر می‌آید كه استعمال آن اغلب به معنایی محدود و مقید است كه با استعمال گسترده‌ی آن در "جنبش هرمنوتیك نوین" كلامی معاصر فوق دارد. لذا اغلب پرسش این است كه علم هرمنوتیك چیست ؟ در سومین ویرایش فرهنگ بین المللی جدید وبستر، ذیل hermeneutics، می‌خوانیم: "مطالعه‌ی اصول روش شناختی تاویل و تبیین ؛ به ویژه : مطالعه‌ی اصول كلی تاویل كتاب مقدس".

در بازشناخت این مفهوم می‌توان گفت :

-تاویل ادبی در انگلستان  و آمریكا عمدتاً در چارچوب واقع‌گرایی،به تعبیر فلسفی، صورت می‌گیرد. ادراك هر كس از اثر را باید جدا از خود اثر انگاشت و وظیفه تاویل ادبی سخن گفتن درباره "خود اثر" است. نیات و مقاصد مولف نیز دقیقاً از اثر جدا نگه داشته می‌شود؛ اثر "موجود" ی فی نفسه است ، موجودی كه توانایی ها و تحركات خاص خودش را دارد. نمونه متعارف تاویل كننده دوره جدید كسی است كه عموماً از "خود مختاری هستی" اثر ادبی دفاع می‌كند و وظیفه خود را جاری كردن این هستی در سراسر تحلیل متن می‌داند. و بدین ترتیب جدایی ابتدایی فاعل و موضوع یا ذهن و عین، اصل متعارفه  واقع گرایی، به مبنای فلسفی و چارچوب تاویل ادبی بدل می شود. یكی از جنبش های تفكر اروپایی كه نقدی ریشه‌ای از برداشتهای واقع گرایانه در باب ادراك و تاویل به دست داده است پدیدار شناسی است.

تمایل بر این است كه متن اثر ادبی (به رغم "هستی" خود مختارش) عین یا موضوع شناسایی شمرده شود- "عین زیبا شناختی" . متن در جدایی كامل از هر مدرك و شناسنده به تحلیل در می‌آید و "تحلیل" نیز مآلاً با "تاویل" مترادف انگاشته می‌شود.

وظیفه تأویل و معنای فهم، هنگامی كه با اثر سر و كار داریم، متفاوت با هنگامی است كه با عین سر و كار داریم ، چرا كه این دو در آن هنگام فرارتر و تاریخی‌ترند. "اثر" همواره نشانی از كار انسان دارد و خود كلمه نیز متضمن این امر است، زیرا اثر همواره اثر انسان (یا اثر خدا) است. از طرف دیگر، "عین" نیز می‌تواند اثر یا عینی طبیعی باشد. استفاده از كلمه "عین" در اشاره به اثر تمایز مهمی را متبلور می‌سازد، زیرا باید اثر را به منزله عین نبینیم بلكه به منزله اثر ببینیم . نقد ادبی باید "روش" یا "نظریه"ای را طلب كند كه به ویژه متناسب با رمز گشایی اثر انسانی در اثر، یعنی "معنای" آن، باشد. این عمل "رمز گشایی"، این "فهمیدن" معنای اثر، كانون علم هرمنوتیك است. علم هرمنوتیك مطالعه فهم و به ویژه وظیفه فهم متون است. علم طبیعی روشهای فهم اعیان طبیعی را دارد. اما فهم آثار مقتضی هرمنوتیك است، "علم" فهم به صورتی كه فهم متناسب با آثار از آن حیث كه آثارند باشد. یقیناً روشهای "تحلیل علمی" می‌شاید و می‌باید برای فهم آثار به كار بسته شود، اما در انجام دادن این كار با آثار نیز همچون اعیان طبیعی و صامت رفتار می‌شود. آثار از آن حیث كه اعیان‌اند تابع روشهای علمی تاویل‌اند؛ و در مقام آثار اقتضای نحوه‌های ظریف تر و جامع‌تری از فهم را دارند. میدان علم هرمنوتیك از آنجا گسترش یافت كه كوششی بود برای وصف همین مورد اخیر، یعنی نحوه های به ویژه "تاریخی" تر و "انسان گرایانه"تر فهم.

یكی از عناصر لازم برای وجود نظریه هرمنوتیكی كافی، و بسط دادن آن به نظریه كافی تاویل ادبی، برداشتی وافی و موسّع از خود تاویل است. دمی به شمول تاویل و عمومیت استعمال این كلمه بنگریم: دانشمند تحلیل داده‌هایش را "تاویل " [interpretation] می‌نامد؛ ناقد ادبی سنجش خود از اثر را تاویل و تفسیر می‌خواند. مترجم زبان "برگرداننده" [interpreter] نامیده می‌شود؛ مفسران اخبار، اخبار را "تاویل و تفسیر" می‌كنند. شما گفته‌ی دوستی را تاویل – یا سوء تاویل – می‌كنید، و همچنین است نامه ای از خانواده یا نشانه‌ای در خیابان. در واقع، از زمانی كه در صبح از خواب برمی‌خیزید تا وقتی كه دوباره در خواب فرو می‌روید در حال «تاویل» اید. در هنگام بیداری به ساعت كناری نگاه می‌كنید و معنای آن را تاویل می‌كنید: به یاد می‌آورید كه امروز چه روزی است و با فهم معنای آن روز ابتدا به یاد می‌آورید كه در این جهان در چه راهی گام بر می‌دارید و برای آینده چه طرح و نقشه‌هایی دارید؛ شما از بستر بر می‌خیزید و به تاویل كلمات و حركات آن چیزهایی می‌پردازید كه در كار و بار روزانه با آنها برخورد می‌كنید. پس تاویل شاید اصلی‌ترین فعل تفكر انسان است؛ در حقیقت، خود وجود داشتن را شاید بتوان جریان دایم تاویل گفت.

تاویل پرشمول‌تر از آن عالم زبانی است كه انسان در آن زندگی می‌كند، زیرا حتی حیوانات نیز به تاویل زنده اند. حیوانات حس می‌كنند كه در این جهان در چه راهی قرار گرفته‌اند. اگر مقداری غذا در برابر شمپاتزه و سگ و یا گربه قرار گیرد، حیوان بر حسب نیازها و تجربه خودش آن را تاویل می‌كند. پرندگان نشانه‌هایی را می‌شناسند كه به آنها می‌گوید به سمت جنوب پرواز كنند.

البته تاویل دایمی درباره بسیاری از ساحت‌های غیر زبانی در تار و پود تمامی زندگی انسان بافته شده است. از نظر یوآخیم واخ، وجود انسان بدون زبان نیز قابل تصور است، اما بدون درك متقابل آدمیان از یكدیگر، یعنی بدون تاویل، ممكن نیست. با این همه، وجود انسان به طوری كه ما آن را می‌شناسیم در واقع همواره متضمن وجود زبان است و لذا هر نظریه در باب تاویل كردن انسان باید از پدیدار زبان نیز بحث كند. و البته از همه وسایل نمادی گوناگون بیان كه مورد استفاده‌ی انسان است، هیچ یك از حیث انعطاف پذیری و قدرت ارتباط یا از هر حیث اهمیت كلی بر زبان پیشی نمی گیرد. زبان نحوه‌ی دیدن انسان و تفكر او را شكل می‌دهد، یعنی هم برداشت او از خودش و هم برداشت او از جهانش‌(این دو آن قدرها هم كه به نظر می‌آید از یكدیگر جدا نیستند.) و همان دیدی هم كه او از واقعیت دارد زبان شكل داده  است. انسان بسیار بیشتر از آن كه بتواند تشخیص دهد از طریق زبان به جنبه های مختلف زندگی‌اش راه می یابد، جنبه هایی مانند: عبادت، دوست داشتن، رفتار اجتماعی، تفكر انتزاعی؛ و حتی شكل احساساتش نیز با زبان مطابقت داده می شود اگر این موضوع را عمیقاً ملاحظه كنیم، معلوم می‌شود كه زبان "واسطه"ای است كه در آن زندگی و حركت می‌كنیم و هستی‌مان را داریم.

پس تاویل پدیداری پیچیده و نافذ است. ولی نافذ ادبی در فهمیدن اثر آن را تا چه حد عمیق و پیچیده تصور می‌كند؟ باید بپرسیم كه آیا ناقدان مایل به برابر گذاشتن تحلیل با تاویل نیستند؟ باید بپرسیم كه آیا مابعدالطبیعه و مفروضات واقع‌گرایانه‌ی نهفته در نقد جدید در غالب اشكال آن نظری بیش از حد ساده و حتی كژ و كوژ از تاویل ارائه نمی‌كند؟ اثرادبی عینی نیست كه ما آن را با مفهوم پردازی یا تحلیل كردن بتوانیم بفهمیم؛ صدایی است كه باید بشنویم و با "شنیدن" (و بلكه دیدن) بفهمیم فهم ادبیات باید ریشه در حالات اولی‌تر و پر شمول‌تر فهم داشته باشد كه باید با خود هستی –در– جهان یا در جهان بودن ما انجام شود. بنابراین، فهم اثر ادبی نوعی شناسایی علمی نیست كه از وجود [existence] به جهان مفاهیم بگریزد؛ فهم مواجهه ای تاریخی است كه تجربه‌ی شخصی هستی [being] را در این جا در جهان می‌طلبد.

علم هرمنوتیك مطالعه این نوع اخیر از فهم است. این علم می‌كوشد دو حیطه نظریه فهم را در كنار هم نگه دارد: پرسش از آنچه در رویداد فهم متن به وقوع می‌پیوندد و پرسش از آنچه خود فهم است، در بنیادی‌ترین و "وجودی"ترین معنای آن. علم هرمنوتیك، در مقام جریان تفكری آلمانی، از پدیدار شناسی آلمانی و فلسفه وجودی عمیقاً متاثر شد. و البته اهیمت آن برای تاویل ادبی در امریكا نیز از آنجا فزونی یافته است كه این گونه متفكران برای مسائل نهفته در تاویل متن این علم را به كار بسته‌اند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1396 11:39 ق.ظ
Right here is the right webpage for anybody who wants to
find out about this topic. You know so much its almost tough to argue with you (not that I actually
would want to…HaHa). You certainly put a new spin on a subject that's been written about
for a long time. Wonderful stuff, just wonderful!
جمعه 13 مرداد 1396 01:33 ب.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd certainly donate to this excellent blog!
I suppose for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed
to my Google account. I look forward to fresh updates and will talk about this website
with my Facebook group. Chat soon!
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:51 ب.ظ
Heya i am for the first time here. I found this board and I find It really useful & it helped me out a lot.
I hope to give something back and help others like
you aided me.
سه شنبه 15 فروردین 1396 06:39 ق.ظ
This design is incredible! You most certainly know how to keep a reader amused.

Between your wit and your videos, I was almost moved to start my
own blog (well, almost...HaHa!) Fantastic job.

I really enjoyed what you had to say, and more than that, how
you presented it. Too cool!
دوشنبه 14 فروردین 1396 06:12 ب.ظ
Hello it's me, I am also visiting this web page on a regular basis,
this web page is really nice and the viewers are truly sharing nice thoughts.
سه شنبه 4 بهمن 1390 10:08 ب.ظ
ممنون اگر موافق هستید تبادل لینک کنیم من یک وبلاگ در مورد نزار قبانی شاعر عرب دارم.
یکشنبه 9 مرداد 1390 12:19 ب.ظ
Salam.
Veblage jalebi dari, movafaq bashi.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام..
بنده دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عرب هستم.
هدف از این وبلاگ تبادل اطلاعات میان دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی و فارسی است. با پیشنهادات و نظرات خود ما را در بهبود این وبلاگ یاری كنید. درباره سوالاتی که بعضی از دوستان از طریق نظرات میفرستند لطفا یه ایمیل معتبر بنویسن که بتونم جوابشون رو بدم . بعضی از دوستان سوالاتشون رو از طریق نظرات وبلاگ بصورت خصوصی ارسال میکنند که بهتره بدونید که تو سیستم وبلاگ نویسی امکان پاسخ به نظرات خصوصی در صفحات وبلاگ وجود نداره. پس این دوستان لازمه که یک ایمیل بنویسن تا بتوانم جوابشون رو بدهم و یا اینکه بهتره که سوالشون رو از طریق ایمیل برام ارسال کنند.
اما بقیه دوستایی که تو قسمت نظرات سوال میکنند (غیر از پیام خصوصی) بهتره که صفحه ای که سوال کردن رو بخاطر بسپرن و برای دریافت جواب به همون صحفه مراجعه کنند.
اگه هم کسی از دوستان سوالی پرسیده که جواب نگرفته لطفا دوباره بفرسته. البته جواب های من جنبه ی پیشنهادی داره.
هرگونه پیشنهاد و انتقادی از طریق آدرس ذیر قابل انتقال است.
brumand.hadi@yahoo.com
موفق باشید.

مدیر وبلاگ : هادی برومند
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :