تبلیغات
بانک مقالات فارسی و عربی - زبان عربی در خوزستان
 
بانک مقالات فارسی و عربی
من طلبَ شیاً و جدَّ، وَجَد؛
پنجشنبه 6 مرداد 1390 :: نویسنده : هادی برومند

 زبان مردمان عرب در خوزستان

زبان ابزار اندیشیه و عمده ترین بیانگر فرهنگ یک ملت است. اگر زبان یک قوم یا ملتی از تکاپو و پویش باز بماند ،یعنی اندیشه آن قوم از کار افتاده است . زبان پدیده تاریخی پر دوامی است که شماری از دانشمندان آن را وسیله تفهیم و تفاهم میان انسانها دانسته اند. زبا نباز کردن انسان که به تبع کار انسان صورت گرفت وی را از مغاک فردیت رهایی بخشید و به روشنایی جمع و جامعه رهنمون شد و زبان در استواری و گسترش پیوندهای اقتصادی و بازرگانی میان افراد جامعه با یکدیگر و دیگر جوامع انسانی نقش اساسی دارد که بدون آن ، تحول و تطور این جوامع ناممکن می شد.

   برخی از ادیبان و شاعران پا را فراتر گذاشته ، زبان را چیزی فراتر از ابزار بلکه آماج خود به شمار آورده اند.

    زبان با کوشش اجتماعی بشر در عرصه های مادی و معنوی پیوند مستقیم دارد و به طور مستقیم از دستاوردهای این کوششها در عرصه های صنعتی،کشاورزی،هنری و ادبی تاثر می پذیر. زبان با فروپاشی یک نظام اجتماعی- سیاسی یا وقوع یک انقلاب، نابود نمی شود. پس از انقلاب کبیر فرانسه ،زبان فرانسیه همانی بود که پیش از انقلاب به آن تکلم می شد. زبان بردگان رومی با زبان اشراف و نجیب زادگان اختلاف چندانی نداشت. در روزگار ما نیز زبان طبقات ولایه های مختلف یک قوم یا یک ملت یکسان است.در این لحظه تاریخی ، شعر و زبان حافظ برای فارسی زبانان به همان اندازه عزیز و شیرین است که شیواترین وگویا ترین شعر های زمانه ما. اشعار"معلقات هفتگانه " شاعران عرب جاهلیت، همواره جزو سرآمدترین کلام عرب است و هر شنونده یا خواننده ی عرب را به وجد می آورد. اما آیا این به همان معنایی است که زبان را پدیده ای دگم و تکامل ناپذیر بدانیم؟ خیر، زبان همانند سایر پدیده های هستی  اجتماعی، تطور میابد.تکامل زبان در واژگان و مفردات آن صورت می گیرد. نجو و دستور و قواعد زبان نسبتاً ثابت است و رشد و تطور زبان بر مبنای این قواعد ثابت شکل می گیرد. با رشد دستاوردهای مادی و معنوی جامعه بشری و افزلیش نیازها و خواسته های انسان، الفاظ و واژگان نرده که دیگر نمی توانند خواسته های نوین انسان را بیان کنند به کنار انداخته می شودند و از سودمندی می افتند و واژگانی نو و شایسته جایگزین آنها می شود. قاموس ها و فرهنگ های جدی پدید می آیند و از این گونه کلمات آکنده می شوند. به ویژه در عصر ما که گواه انقلاب علمی و تکنیکی عظیمی هستیم و زبان ملت ها با انبوهی از واژه ها و اصطلاحات علمی و فنی جدید روبه رو شده است.نوع رویارویی با این پدیده ی نوین در هر زبان و ترجمه این گونه اصطلاحات در خور بحث مفصل و جداگانه ای است که اهل علم و دانشمندان زبان شناس به آن پرداخته اند.

    زبان یک ملت هرچه گسترده تر و با پیشرفت علم و تکنیک همگام تر باشد، توان بیانی اش بیشتر خواهد بود و به عنوان یک ابزار کارآمد نقش مهمتری در آگاه ساختن و دانش اندوختن آن ملت خواهد داشت.

علل ایستایی زبان مردم عرب خوزستان

   تا پیش از فرمانروایی رضا خان در ایران،زبان عربی در دربار امیران آل مشعشع، بنی کعب و آلبوچاسب و هم در دادوستدهای اقتصادی و بازرگانی میان قبایل و شهرنشینان رواج داشت. به ویژه در حویزه و اهواز که نقش سیاسی و خرمشهر (محمره آن روزگار) که نقش دو گانه سیاسی- بازرگانی مهمی داشت.

   از آن پس، این زبان از رسمیت افتاد و با یورش شووینیزم رضا خان، سخن گفتن به این زبان در دوایر و سازمانهای دولتی، بی زبانی را به فرجام می آورد. اما رضا خان نمی توانست زبان همه ی مردم را ببرد؛در نتیجه زبان عربی در گستره ی توده های روستایی و شهری –به شکل غیر رسمی- به حیات خود ادامه داد. اما هر زبانی –و از آن میان زبان عربی- بدون متخصصان و کارشناسان دستور زبان و فرهنگستان و نیز بی شعر مکتوب شاعران و نثر سخنوران نمی تواند رشد کند.

   موج شدید عرب ستیزی دستگاه رضا خان و روشنفکران نظریه پردازش که عمدتاً پیرامون فرهنگستان زبان فارسی و مجله ی «ایران کُده» آن روزگار گرد آمده بودند، اندیشه های نژادگرایانه برتری عنصر آریایی را ترویج می دادند. اینها در برابر زبان و فرهنگ اقوام مسلمان ایرانی و به ویژه زبان عربی و فرهنگ مردم عرب ، سدهای سدیدی پدید آورده بودند و این عامل مهم تفاهم و یگانگی را دچار فرسایش کردند.پژمردگی زبان، به خودی خود باعث پس ماندگی اجتماعی و فرهنگی اعراب خوزستان شده است. ضدیت با اعراب در زمان محمد رضا پهلوی نیز ادامه یافت و متاسفانه در میان برخی از نویسندگان و روشنفکران بازتاب یافت. افرادی همچون صادق کیا، محمد مقدم احمد کسروی، صادق هدایت و مهدی اخوان ثالث به انگیزه ناسیونالیستی که گاهی رنگ تند شوونیزم به خود می گرفت، آگاهانه یا ناآگاهانه به جریان فوق مدد رساندند. اما انصافا باید گفت که احمد کسروی با نوشتن "تاریخ پانصد ساله خوزستان"  خدمت مهمی به مردم این سامان کرد.

 

بررسی فنی ورود واژگان فارسی به زبان عربی مردم منطقه

    زبان مردم عرب خوزستان، نوعی لهجه عربی است که نسبت به بسیاری از لهجه ها –نظیر مصری و مغربی- به زبان عربی فصیح یعنی زبان قرآن نزدیک تر است. اما زبان نویسندگان،شاعران و فقهای عرب این منطقه –جز در عرصه ی فرهنگ عامه- زبان عربی فصیح است.

    متاسفانه در دوران سلاطین ستمگر پهلوی زبان عربی مردم این منطقه در برابر یورش سیل آسا و برنامه ریزی شده واژگان فارسی دست بسته و بی دفاع ماند که پیامد آن زبان عربی دست و پا شکسته ای است که اکنون در میان اعراب خوزستان رایج است و به آن سخن گفته می شود.به جرأت می توان گفت از ده واژه لهجه ی رایج عربی در خوزستان ،دست کم چهار کلمه آن فارسی است و این آفتی است که زبان مردم منطقه دچار آن شده.

    گفتنی است که زبان مردم روستاها و افراد کم سواد و کم ثروت نسبت به زبان شهریان، باسوادان و ثروتمندان، سالم تر مانده است.

تا پیش از گسترش مناسبات سرمایه داری در عهد رضا خان،بخش عمده ی زندگی مردم عرب خوزستان –که به شکل قبیله ای می زسیتند- بر شیوه های کشاورزی و نخل داری و بخشی نیز بر اساس بازرگانی در بنادر خرمشهر و معشور و اهواز قرار داشت. زبان و واژگان مردم به همین جنبه های ساده کشاورزی و عشیره ای محدود می شد.

    در طول تاریخ، همان گونه که زبان و ادبیات عرب بر زبان فارسی تاثیر نهاده، عکس آن نیز رخ داده است. به عنوان مثال حرف "چ" است که در الفبای عربی نیست اما وارد لهجه زبان عرب خوزستان  و حتی وارد لهجه ی عراقی ها شده است. همچنین بسیاری از کلمات فارسی در زبان عربهای خارج_ به خصوص در عراقی ها،سوریه و مصر- وارد شده است.

    موج جدید صنعت و فن و تکنیک فرا رسیده از خارج، جریان واژگان خاص خود را به همراه داشت که زبان فارسی با آن همه فرهنگستان ها و بنیادهایی که نگهبانی و حراست آن را به عهده داشتند در برابر این موج هاج و واج مانده و داد زبان شناسان میهن ما از این مسأله بر آسمان است.

   ریشه های نابه سامانی و پریشانی و ایستایی زبان عربی را در خوزستان به طور عمده می توان در مسائل زیر خلاصه کرد:

نخست:

    نام ابزار ها و دستگاه های فنی و علمی جدید است که پس از ورود از خارج ، معادل فارسی پیدا کرده و به همین صورت فارسی وارد گویش عربی مردم خوزستان شده اند و این فزون بر چندین واژگان کشاورزی، اداری، اداری، علمی و هنری است که به سبب آمیختگی و داد و ستد و معشرت با فارسی زبانان وارد زبان محاوره ای مردم شده است..آموزش به زبان فارسی نیز به این روند کمک کرده است.

    از تیغ و ناخن و زیر سیگاری و مسواک و چسب و خودکار و خط کش و خودنویس و مدادتراش و پونز و سنجاق و نوار وگرفته تا آجیل و شیرینی و دستشویی و کاشی و موزاییک وساختمان و خاک انداز و یخچال و پنکه و خیابون وبیمارستان و کوچه و چهارراه و پیاده رو و بخشداری و شهرداری و فرمانداری و استانداری تا نخست وزیری.

     همچنین دانشکده و دانشگاه و پالایشگاه، مین و موشک و خمپاره و ژاندارمری و پادگان و درجه های نظامی. یا در زمینه های دیگر همانند: جوان، زرنگ، زنگین، گردن کلفت، زمینه، پاکسازی، گوشه ،اطریش و لهستان و بسیاری نام های جغرافیایی.

    اگر توجه کنیم، می بینیم بخش عمده ی این واژها، فنی، اداری یا مربوط به مسائل جدیدی هستند که در شست-هفتاد ساله ی اخیر وارد زندگی مادی و معنوی مردم شده اند و پیش از آن اکثریت مردم عرب خوزستان با آنها بیگانه بوده و در زندگی ساده ی عشیره ای آنان وجود نداشته اند.

    اما آشکار نیست چرا برخی واژه ها همانند «یخ» و «میوه» که در چارچوب فوق نمی گنجد و پیش از این نیز در زندگی مردم حضور مادی داشته اند، به این سرنوشت گرفتار شده اند.

دوم:

تاثیر زبان فارسی بر زبان عربی مردم منطقه، جنبه ی دستوری هم دارد.

   اکنون اغلب افراد (و بیشتر در شهرها) بر خلاف ساخت زبان عربی که واژگانش بر اساس اشتقاق قرار دارند، افعال را همانند زبان فارسی به شکل ترکیبی، که از ویژگی های زبان فارسی است، به کار می برند. نمونه ها بسیار است و به عنوان مشتی از خروار: 

فعل ترکیبی مصطلح در گویش مردم عرب خوزستان

معادل فارسی

فعل صحیح عربی

اِنطگ قَدم

قدم می زنیم

نتمشی

طَگ ابذوقی

توی ذوقم زد

أزعجنی

ایطگ جوش

جوش می زند

یلحم

ایکض کُشتی

کشتی می گیرد

یُصارع(مصارعه)

صار شروع

شروع شد

بدأ

صار چبیر(کبیر)

بزرگ شد

کبیر

سوّی کنترل

کنترل کرد

راقب

سویت شغل

کاری کردم

عملت

سوّی اعلام

اعلام کرد

أعلن

سوّی دیکته(املا)

دیکته کرد

أملَأ

سوّی تصفیه

تصفیه کرد

صفّی

سوّی توجیه

توجیه کرد

برّر(تبریر)

سوّی یادداشت

یادداشت کرد

سجّل ملاحظه

سوّی تبرئه

تبرئه کرد

برّأ(تبرئه)

 

    در این میان سهم مصدرهای «تسویه» و «صیروره» فراوان است که واژه ی نخست در برابر مصدر فارسی «کردن» به کار رفته و به شکل نادرست فعل ترکیبی کاربرد پیدا کرده است. «صیروره» نیز به معنای «شدن» است. این دو کلمه به علت کثرت استعمال در افعال ترکیبی فارسی در لهجه کنونی عربی مردم خوزستان به فراوانی استفاده می شود.

    این مسأله ناشی از ناآگاهی عمومی از صرف و نحو عربی است.

سوم:

   برخی از واژه های عربی که وارد زبان فارسی شده و شناسنامه فارسی گرفته اند و اصولاً با معنای اصل عربی خود فرق دارند در گویش مردم عرب خوزستان به همان شکل و معنای فارسی اش به کار می روند. به طوری که اگر یک عرب غیر ایرانی آنها را بشنود منظور گوینده را نخواهد فهمید، مانند: 

کاربرد محلی

فارسی

عربی صحیح

لوازم (البیت)

لوازم (خانه)

اثاث (البیت)

افتضاح

افتضاح

فضیحه

بین المللی

بین المللی

دُوَلی

تأسیسات صنعتیه

تأسیسات صنعتی

المنشآت الصناعیه

محقق

محقق

باحث

نقاشی

نقاشی

رَسِم

مجسمه

مجسمه

تمثال

عَکِس

عکس

صوره

جلدالکتاب

جلد کتاب

غلاف الکتاب

برق

برق

کهرباء

تعمیر

تعمیر

تصلیح

بحران

بحران

ازمة

 

"برق" و "ابراق" در عربی به معنای تلگراف و "تعمیر" به معنای عمران و آبادان کردن است.

چهارم:

کلمات بیگانه ای که در عربی فصیح، معادل دارند اما در عربی محلی خوزستان به همان شکلی که وارد زبان فارسی شده اند به کار می روند. مانند:

    فوتبال،والیبال،تئاتر،اسید سولفوریک، آچار، جک، اگزوز، و سایر اجزای ماشین و ابزار آلات دیگر و اصطلاحات فیزیک و شیمی و سلیر علوم جدید. معدل واژه های فوق در عربی عبارتند از (کرة القدم، کرة الطائر، مسرح، حامض کبریتیک، مفتاح، رافعه و دبه).

پنجم:

شماری از واژه ها به طور مستقیم از انگلیسی وارد گویش محلی مردم شده اند: نظیر «ساید»، «رونگ ساید» و «منته کار» یعنی «موتورکار» و «فنّش» که از «فینیش» یا تمام کردن مشتق شده است.

ششم:

از دیگر پدیده های زبان عربی خوزستان ، رفتار صرف و نحوی با واژگان فارسی است که از همه شایع تر، «جمع بستن عربی» واژه های فارسی یا «مؤنث کردن» است که در فارسی وجد ندارد، همانند:

واژه ی فارسی

جمع عربی (خوزستان)

سنگر

سناگر(بر وزن فَعلَل-فعالل)

کوچه

اِکوَچ

جوان

جوانیه

خیابون

خیابونات

پادگان

پادگانات

نوار

نوارات

 

و در زمینه تانیث، دهاتی و «دهاتیه» و دسمال(دستمال) و «دسماله»

هفتم:

برخی واژه های فارسی با اندک تغییراتی وارد زبان عربی محلی مردم شده است. مثل «تفگه» که همان «تفنگ» است و به زبان عربی،«بندقیه»،«باروده» و چند واژه ی دیگر معادل آن وجود دارد.

هشتم:

نوعی آمیختگی زبان که پیامد آن واژه ای است غیر فارسی و غیر عربی. مانند فعل «بَنَّد» که بر مبنای «فَعَّل» از مصدر فارسی بستن درست شده و معنای خوزستانی آن «بست» و «بند آمد» است.

    نیز واژه ی «تِگذَر» که از مصدر فارسی «گذشتن» و بر وزن «تِفعَل» یعنی فعل مضارع عربی درست شده و معنی عربی محلی آن «می گذرد» است. یا واژه ی «مچروخ» بر وزن مفعول که از کلمه چرخ فارسی گرفته شده و معنی آن «چرخ شده» و معادل عربی فصیح آن «مطحون» است.

    این گونه واژه ها را جز اهالی عرب خوزستان، هیچ کس دیگر، نه عربها و نه فارسها نمی فهمند.

نهم:

اعراب خوزستان در لهجه محلی، «اعطینی» را «اطینی» تلفظ می کنند. البته این موضوع منحصر به مردم عرب خوزستان نیست و در جنوب عراق و کویت هم این گونه تلفظ می شود.

دهم:

اغلب عربهای خوزستان و به ویژه تحصیلکرده ها و شهر نشینان بر اثر معاشرت با فارسها «غ» را با صدای «ق» تلفظ می کنند.

میزان لغزش گروه های اجتماعی:

    صدور حکم کلی درباره ی کاربرد ناهنجار زبان عربی توسط همه ی مردم عرب خوزستان، درست نیست.

   با وجود پیوندهای اجتماعی و اقتصادی گسترده ی میان شهر و روستای خوزستان، روستایی عرب از شهری فصیح تر سخن می گوید و واژگان فارسی کمتری وارد کلام خود می کنند. در میان گروه های سنی، سالمندان نسبت به جوانان عربی را بهتر صحبت می کنند. از نظر جغرافیایی، مردم خرمشهر نسبت به سایر مناطق کمتر قاتی می کنند. از همه ضعیف تر در این زمینه نسل جوان آبادانی است.البته روستاییان این شهر را باید مستثنی کرد.

    پایبندی توده های مردم به زبان مادری شان نسبت به طبقات بالای جامعه نظیر تکنوکراتها و بروکرات های شرکت ها و ادارات و بسیاری از سرمایه داران و کسانی که به گونه ای زیر تاثیر فرهنگ نژادپرستانه ی شاهنشاهی از عرب بودن خود احساس حقارت می کردند،بیشتر است.

 

آیا امکان پالایش زبان عربی رایج در خوزستان وجود دارد؟

    زبان عربی مردم خوزستان –با تمامی کاستی هایی که برشمردم- با ژرفای کنونی و استواری صرف و نحو و لغت و فراخی و گونه گونی شعر، هنر و ادبیات کهن و نوین عرب، می توان از این بهتر باشد و رشد و تکامل می یابد.

    فزون بر وظایف نهادهای دولتی که ماده ی 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به نحوی به عهده ی آنان گذاشته، روشنفکران،شاعران و هنرمندان نقش مهمی دارند. شب های شعر که هم کنون، هر از چندی برگزار می شود و چاپ کتابهای مختلف شعر و نثر نویسندگان و شاعران عرب خوزستان می تواند پیش زمینه ی این فرایند باشد.

    با انتشار نشریه ها و گاهنامه های اجتماعی، فرهنگی و ادبی به این زبان، بهبود وگسترش برنامه های عربی رادیو و تلفزیون در منطقه و جبران کاستی های مربوط به آموزش این زبان در مدارس، می توان گام های بنیادی برای رشد و شکوفایی آن برداشت.

منبع: نسیم کارون، کتاب اول





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 مرداد 1396 09:44 ب.ظ
A person necessarily help to make seriously articles I'd state.
That is the first time I frequented your website page and so far?

I amazed with the research you made to make this particular post amazing.

Fantastic task!
جمعه 13 مرداد 1396 02:41 ب.ظ
Hey! This is kind of off topic but I need some advice from an established
blog. Is it very hard to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty quick.
I'm thinking about setting up my own but I'm not sure where to begin. Do you have any ideas or
suggestions? Thank you
جمعه 6 مرداد 1396 10:49 ب.ظ
It's very straightforward to find out any matter on web as compared to textbooks, as I found this article at this web page.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:48 ق.ظ
Hi there, I log on to your blogs daily. Your story-telling style is
witty, keep up the good work!
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:03 ب.ظ
In fact when someone doesn't be aware of then its up to other visitors that they will assist, so here
it happens.
پنجشنبه 30 آذر 1391 02:32 ب.ظ
ممنون خوب بود ولی خیلی از فارس زبان ها به عرب ها بسار توهین میکنند میخواهم بدانم من عرب چه هیزم تری به یک فارس زبان فروختم
هادی برومندسلام.
متاسفانه این رفتارها ناشی از نداشتن آگاهی لازم هستن و الا هیچکس بر دیگری برتری ندارد مگر در تقوا.
موفق یاشی.
شنبه 16 اردیبهشت 1391 09:58 ب.ظ
منو با زبان اصلی وفصیح عربی وتفاوتش با زبان عربیه جدید اشنا کرد ..تشکر
هادی برومندممنون دوست عزیز.
شنبه 16 اردیبهشت 1391 09:56 ب.ظ
خوب بود وبا دلایل منطقی وبجا .........مشکور
هادی برومندشکرا
شنبه 16 اردیبهشت 1391 09:55 ب.ظ
احسنت زین کفو بیک خویه..........عالی ومفید بود ممنون
هادی برومندsalam
شکرا یا اخی.
پنجشنبه 7 مهر 1390 08:31 ب.ظ
جالب بود...پیشنهاد میکنم برای افزایش دایره لغات خواننده در این رابطه مقاله مورد نظر ادامه یابد و در آن مثالهای بیشتری نوشته شود!!!
هادی برومندسلام.
خواهش میکنم. سعی بر این است باشد که توفیقی حاصل گردد.
الله یعطیک العافیة.
پنجشنبه 31 شهریور 1390 09:35 ق.ظ
خوب بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هادی برومندنوش جان........
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام..
بنده دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عرب هستم.
هدف از این وبلاگ تبادل اطلاعات میان دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی و فارسی است. با پیشنهادات و نظرات خود ما را در بهبود این وبلاگ یاری كنید. درباره سوالاتی که بعضی از دوستان از طریق نظرات میفرستند لطفا یه ایمیل معتبر بنویسن که بتونم جوابشون رو بدم . بعضی از دوستان سوالاتشون رو از طریق نظرات وبلاگ بصورت خصوصی ارسال میکنند که بهتره بدونید که تو سیستم وبلاگ نویسی امکان پاسخ به نظرات خصوصی در صفحات وبلاگ وجود نداره. پس این دوستان لازمه که یک ایمیل بنویسن تا بتوانم جوابشون رو بدهم و یا اینکه بهتره که سوالشون رو از طریق ایمیل برام ارسال کنند.
اما بقیه دوستایی که تو قسمت نظرات سوال میکنند (غیر از پیام خصوصی) بهتره که صفحه ای که سوال کردن رو بخاطر بسپرن و برای دریافت جواب به همون صحفه مراجعه کنند.
اگه هم کسی از دوستان سوالی پرسیده که جواب نگرفته لطفا دوباره بفرسته. البته جواب های من جنبه ی پیشنهادی داره.
هرگونه پیشنهاد و انتقادی از طریق آدرس ذیر قابل انتقال است.
brumand.hadi@yahoo.com
موفق باشید.

مدیر وبلاگ : هادی برومند
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :