تبلیغات
بانک مقالات فارسی و عربی - مرگ از دیدگاه زُهَیر، شاعر جاهلی در مقایسه با نگرش ادبای معاصر
 
بانک مقالات فارسی و عربی
من طلبَ شیاً و جدَّ، وَجَد؛

مرگ از دیدگاه زُهَیر، شاعر جاهلی در مقایسه با نگرش ادبای معاصر

 

چکیده )
 

در اغلب آثار ادبی (منظوم و منثور)مرگ یکی از موضوعات مهم را تشکیل می دهد. موضوعاتی نظیر تهور و بی باکی، زیبایی، لذّت ، نیستی و نابودی جاودانگی،حقیقت انکار ناپذیر،قدرت لا یتناهی ، آزادی روح و جان و...،ابعاد مختلف مرگ در نگاه شاعران است. شاید بتوان گفت موضوع انسان نسبت به مرگ و طرز نگرش وی، این مفاهیم را در شعر و نثر ادبی پیش کشیده است. از این رو مطرح بودن این قضایا در ادبیّات بر کنار از زمان خاصی است و می تواند در همه زمان ها مصادیق آن یافته باشد. انتخاب شعر به عنوان شاعر حکمت های جاهلی و مقایسه شعر او با شاعرانی که قرن ها با او فاصله زمانی دارند -یعنی شاعران معاصر-نشانگر استمرار این نگرش است.

واژه های کلیدی:
 

.مرگ،زهیر، ادبای معاصر عرب، شعر جاهلی

مقدّمه
 

زهیر ابن ابی سلمی مُزنی یکی از شاعران مشهور دوران جاهلی است.او چون دیگر شاعران این دوره در موضوعات مختلف شعر سروده است. یکی از مهم ترین ویژگی شعر او،بقا و استمرار ارزش آن در طول زمان است. بدین معنی که شعر او با گذشت روزگار به دلیل استعداد و نبوغ بی نظیر شاعر در هنر پردازی از جهتی و از جانب دیگر روانی، شیوایی و فحاحت و ارتباط آن با محیط و زندگی اجتماعی ماندگار باقی مانده است (یوسف فرّان....،199م،صص45-44).
ناقدان بر این باورند که شیوایی و فصاحت- نیکویی لفظ و معنا -شعر زهیر حاصل صداقت،ایجاز- که ثمره تنقیح و تهذیب آثار شعریش است -دوری گزیدن از سخنان بیهوده و نامعقول(الجمحی...،1997م،ص62)پرهیز از تعقید لفظی و معنوی واژه ها و کلمات وحشی(اصفهانی...،2002م،ج10،ص215)کثرت ضرب المثل و حکمت در آثار شعریش،تصویر گرایی حسّی در تمام موضوعات و اغراض شعری و همسویی و هماهنگی معقول در تصاویر(البستانی...،1983مریا،ج25،صص283-280)است و این خصوصیّات باعث آن شده است که زهیر در زمره شاعرانِ طبقه اول دوران جاهلی(الجمحی...،1997م،ص15)قرار گیرد و به اشعر الشّعراء(الاصفهانی...،2002م،مجلد10ص217)و قاضی الشّعراء (البستانی...،1983م،مجلد25ص232)مشهور شود .
یکی از اغراض مهمّ شعری زهیر،حکمت است که در آن از مفاهیم مختلف مانند خداوند حقیقت، قضا و قدر ،دنیا و زندگی دنیوی ،فضائل انسانی، امید و آرزو، عشق و محبّت و ..سخن گفته است. موضوع مرگ نیز یکی از موضوعاتی است که در اشعار حکمت آمیز خود بدان پرداخته است زیرا که رمز زندگی و مرگ،آمدن و رفتن، یکی از مهم ترین سؤالاتی است که ذهن و اندیشه او را چون دیگر انسان ها مسحور خود کرده است. آگاهی به این راز، مورد علاقه اوست؛وی میل دارد بداند آیا پس از مردن همه چیز تمام می شود و مرگ خوابی است که منجر به زوال و نیستی می گردد ..

وی هم چنین بر اساس تجربه به این امر، آگاهی دارد که اعصار و قرون ناظر زندگی پیشینیانی بوده اند که در دوره عمر آن ها سپری شده و همگی از میان رفته اند. اما در مقابل،عالم طبیعت پیوسته جاویدان،شاداب و پر نعمت است و ویرانی ها و خرابی ها،سختی ها و محنت های آدمیزاد را در زیر لوای شکوه و جلال خود جبران می کند و هرآن چه در طبیعت از بین می رود،دوباره از نو پدید می آید؛اما در کشاکش روزگار و مرگ،انسان است که نابود می شود و حیات دوباره اش در دنیا محال است.از این رو،او در دنیا در مقابل زندگی و مرگ،وظیفه ای دارد تا اسبابِ خوشبختی و سعادت خود را فراهم کند .
در نگرش زهیر به مرگ،موضوعی اصلی انسان است. او بنا به عقل و اندیشه و تجربه شخصی خود تلاش می کند به کنه و حقیقت مرگ بپردازد و به رازی از رموز آن دست یابد. شعر او در این زمینه با جهان پیوند دارد و از آن جدا نیست.این شعر،زنده و دارای دوروح است و همراه با زمان پیش می رود و عمر طولانی آن را فرسوده و نابود نمی کند بلکه دردلِ زمان، جای می گیرد. از این رو برای اثبات این مدعا در آثار ادبای معاصر اعم از مسلمان و غیر مسلمان که ادبیّات آن ها در خدمت انسان و ارزش های انسانی است، نمونه هایی را ارائه نموده ایم و گاهی اندیشه هایی در آثار ادبای معاصر ذکر کرده ایم که ادب زهیر به آن اشاره ای نکرده است .

در بررسی موضوع مرگ در شعر زهیر، ابعاد مختلف مرگ عبارتند از :
الف. مرگ همزاد زندگی
در عرصه حیات زندگی ، هر فردی ناگزیراست برای بقای خود و استفاده از مواهب طبیعی، دائماً در کار و کوشش، با مشکلات زندگی مبارزه کند تا بتواند با توجه به استعداد و قابلیّت خود مدتی در این سرای موقت، با به دست آوردن مال و ثروت و یا افتخار و جلال زندگی کند. اما دیری نمی پاید که هنوز به آرزوهای خود دست نیافته که مرگ فرا می رسد و آن گل های مزرعه امید انسانی با داسِ اجل، قطع و آن مال و دارایی به دستِ حوادث یا وارث پراکنده و پایمال می گردد . زیرا مرگ،موجود عجولی است که بی محابا به سراغ همه خواهد آمد و گریزی از آن نیست . درست در لحظه مقدّر گریبان همه را خواهد گرفت و با گام های خود، کودک، جوان و پیر را پایمال می کند .
«رأیتُ المنایا خَبطَ عشواءَ مَن تُصِب
(تُمِتهُ وَ مَن نُخطِیء یُعَمَّر فَیَهرَمِ»(1)
(زهیر ،1970م،ص21)
از ویژگی بارز مرگ،آن است که با عمر انسان سر و کاری ندارد،وی دیدگان خود را به تجربه افراد در زندگی و بهره مند شدن از آن ندوخته است تا این که هر گاه به مرحله ای از زندگی رسیدند؛ آن هارا دریابد و از ادامه زندگی محروم سازد، چه بسیارند اطفال شیر خوار،نوجوان و جوان که ناگهان به کام مرگ فرو می روندو در مقابل،پیران کهنسال،روزگاری چند از چنگال مرگ در امان می مانند و زندگی را پی می گیرند .
«لیس الموتُ بأقربَ الی الشّیخِ منه الی الطّفل الرّضیعِ»(خلیل جبران،1994م،المجموعه الکامله المعربه،ص176)
مَن نَجا مِنه وَ هوَ فی رَوحاته
إنّما قَد نجا الی غُدُواتِهِ(2)
(ابو ماضی ،2000م،ص216)
از این رو کسی را یارای در امان ماندن از چنگال مرگ نیست. مرگ،فنا و نیستی است که هر موجود زنده ای را در بر می گیرد و تنها وجود جاودان،ذات باری تعالی است .
هُو المَوتُ لَم یَنجُ مِنهُ امرؤءُ
وَ لَو أنَّه فِی بُروُجٍ مُشَیَّد
یَمُوتُ القویُّ کما اَنَّه
یَمُوتُ الضعیفُ فَهَل مِن مُخلَّد
وَما المرءُ اِلا رهینُ الرَّدی
فَسُبحانَ مَن بِالبقاء تُفَؤَّد
(صدقی الزهاوی، بی تا ،ص7)
مرگ گام به گام همراه انسان ها است و آدمی را، راهی جز تسلیم در برابر او نیست. پس او باید با شجاعت تمام هر لحظه، آمادگی استقبال و رویارویی با آن را داشته باشد. اگر انسان بپندارد که می تواند از چنگال مرگ نجات پیدا کند و از این حادثه جانگداز، ایمن شود،به خطا رفته است. چه اگر انسان قدرت نفوذ به آسمان ها را داشته باشد و بتواند در دورترین نقطه مورد تصور، مأوی گزیند، مرگ او را در بر خواهد گرفت.
چنین کسی مرگ را مذموم می شمارد و سعی می کند که از آن دوری گزیند.
وَمَن هابَ أسبابَ المنیهِ یَلقَها
وَلَو رامَ أسبابَ السماءِ بِسُلَّمِ»(3)
مرگ پیوسته تصویر زندگی انسان را مشاهده می کند و لحظه ای از انسان غافل نمی ماند ،از این رو کسی قادر نیست که از چشمان او مخفی و یا دور بماند. چشمان تیز بین و قوی او می تواند در یک لحظه و دریک نظر هزاران نفر از آدمیان را ببیند و آن ها را از حرکت باز دارد و به خوابی ابدی بکشاند. نفوذ و قدرتش به اندازه ای است که قدرت دیدن دورترین نقاط افق و آسمان ها برای اوساده است .
اَمّا المَوتُ فَیظَلُّ سائِراً مُحدِقاً اِلی الشَّفَقِ البَعیدِ»(خلیل جبران،1994م،المجموعه الکامله العربیة،ٌ486)
مرگ همیشه در تعقیب انسان است و او را رها نمی کند، گویا عشق و علاقه خاصی به موجودات زنده دارد.«کَیفَ لا نَندِبُ وَ الموتُ یَتَّبُعُنا أینمَا سِرنا»(همان،ص335)
انسان با مشاهده این خصوصیات مرگ، در این اندیشه فرو می رود که آیا مبارزه با مرگ امکان پذیر است؟در این مبارزه، پیروزی از آن کیست؟
وَ ما اَحَدُ تَنجُو مِنَ الموتِ نَفسهُ
وَ لَو أَنَّه فَوقَ المساکینِ أصعدا
فَلا یَحزَنِ الاکی وَ لا تَشمُتِ العدا
فَنکُلُ امرِیٍ، یا صاحِ غایَتُه الرَّدی
(ابو ماضی،2000م،ص201)
اگر انسان پیرامون خود نظر بیندازد و اندیشه کند،در می یابد که در کشاکش و مبارزه انسان با مرگ،همیشه مرگ پیروز است زیرا که مصیبت،بلا، حوادث مختلف و یا مرگ اطرافیانش بدین امر اشاره دارند.از آن رو که انسان همیشه مغلوب مرگ است و مرگ هم چون زندگی لحظه به لحظه با انسان همراه است حوادث روزگار برای او پند و زنگ خطر است و هیچ بعید نیست که این مصیبت ها روزی به سراغ او نیز بیایند،این احتمال او را بر این می دارد که در هر لحظه آمادگی پذیرش نظایراین حوادث و در نهایت مرگ را داشته باشد.
أرانی اِذَا ما شِئتُ لاقَیتُ آیةً
تُذَکِّرُنی بَعضَ الذی کُنتُ ناسیا»(4)
(زهیر،1970م،ص166)
ندای مرگ همیشه در محیطِ پیرامونِ انسان،به او هشدار می دهد که جاودانگی جسمانی در این عالمِ خاک،محال است زیرا که مرگ و زندگی با هم زاده می شوند، در کنار هم رشد می کنند و عاقبت دوباره همدیگر را در آغوش می گیرند(5)
اِرجِعُوااِلی مَنازِلکُم فَتَجِدُوا هُناک ما لَم یَستَطِعِ المَوتُ اَن یأخُذَه مِنّی وَ مِنکُم وَ الذی تَطُلُبونه صارَبَعیداً عَن هذا العَالَمِ ...»(خلیل جبران،1994م،المجموعة الکاملة العربیة ، ص400)
از آن رو که مرگ همگام با زندگی انسان در حرکت است و با پیروزی بر انسان طومار زندگی او را در هم می پیچد،برای بسیاری از انسان ها موجودی زشت و ناپسند است. اما ادب معاصر با انکار این ایده،مرگ را پدیده ای زیبا و دل انگیز می انگارد و بر این باور است که مرگ هر گاه در راه آرمان های والای انسانی باشد و وی را از چنگال ظلم و ستم برهاند و راه بهره مند شدن از زندگی ایده آل و به دور از هر گونه خفّت و خواری را به دیگر انسان ها بنماید،زیبا و مایه جاودانی است .
اِنَّ المَوتَ فیِ سَبیِلِ الحُریَّةِ لَأشرَفُ مِنَ الحَیاةِ فِی ضِلالِ الاِستسلامِ وَ مَن یَعتَنِقِ الأبدیةَ وَ السَّیفُ فِی یَدهِ کانَ خالِداً بِخُلُودِ (الحقِ»(همان،ص205)
راز زیبایی مرگ در رهایی از نیستی و عدم است، یعنی مبارزه با چنگال خون آشام فرعونیان و بخت النصر و اسکندر و شمشیرهای برّان هیرودوس و نرون و ظلم و ستم مغول و استبداد روم و آز و طمع اروپایی ها و مقابله با ظلم وتزویر، و چنین مرگی است که جاودانگی و بقا را در پی دارد .
وَمَتی نَبلُغ قَبضَةَ الموتِ فَنَرتاحُ مِن سَکینَةِ العَدَمِ»(همان،ص204)
اگر از این منظر به مرگ بنگریم شاید به خطا رفته باشیم، که مرگ را مایه رنج،درد، نیستی و نابودی بدانیم، زیرا مرگ پلی برای رسیدن به آسایش در برابر رنج های زندگی و نجات از غم و اندوه بشریت و اندیشه های نابخردانه است .
«اِن سَئمتَ الحیاةَ فَارجع اِلی
الأرضِ تَنَم آمِناً مِنَ الأوصابِ
تَلک امٌ اَحنُّ علیک مِنَ
الاُمَّ اَلَقَتک لِلأَتعابِ
وَ حیاةُ المرءِ اِضطرابٌ فَاِن
ماتَ فَقَد عاد سَالماً لِلترابِ»
(عبدالفتاح محلس،بی تا،ص351)
مرگ رحمت و برکتی است که انسان را از نادانی،حقد، وحشت،ناامیدی و رنج نجات می دهد و بهترین میراثی است که پدران برای فرزندان خود به ارث گذاشته اند .
أنا بِالمَوتِ وَحدَهَ اَتسلّی
عَن هُمومِ الحیاةِ وَ الأدعاثِ
اِنّما الموتُ خیرُ ما خَلَقَتهُ
لِبَنیها الآباءُ مِنَ المیراثِ
(همان،ص351)
مرگ بقا و جاودانی، آزادی روح و جان است و جلوه ای از ابدیّت ذات حقّ تعالی است .
«یا صُوَرَةَ الالِهِ الفَتانَة
!الضَّائعةَ الیَومَ فِی وَادی الظِّلِ وَ الحَیرة
عَهداً قَطَعتُ بِألا اَموتَ
حتی أمَزِقَ عَنک أستارکِ و أردّکِ مِثلَما کنّتِ
فِتنَةٌ عُریَانَةً تَحتَ الشَّمسِ
لکنّنی اِذا ذَاک لَن أموُتَ.»
(نعیمه، 1971،جلد4،ص122)
درمقابل ،بعضی شاعران عرب با تأثیر از ماده گرایان، مرگ را فنای جسم و تبدیل آن به خوراک گیاهان و درختان می دانند. با پیشامد مرگ جسم و روح و تمام قوای انسان نیز متلاشی می شود و با آرمیدن در بستر خاک،برای همیشه محوو نابود می گردد.
فَاِذا مَا ماتَ جسمُ
المرءِ فالرُّوحُ تموتُ
(عبدالفتاح ملحس،بی تا ،ص357)
این موضع گیری های متناقض و گفته ها و اقوال مختلف در قبال مرگ،بعضی از شاعران را بر آن داشته است که درباره رمز مرگ، قبل و بعد از آن به طرح سؤالات مختلف بپردازند و موضعی اتّخاذ نمایند که توأم با شک و تردید ،حیرت، جهل و نادانی است. چه،مرگ پدیده ای است که حتّی فلاسفه و اندیشمندانِ بزرگ نیز از شناخت کُنه آن عاجز مانده اند .
أوراء القَبرِ بَعدَ الموتِ بَعثٌ وَ نَشوَر؟
فَحیاةٌ فَخُلودّ اَم فَناءُ فَدُثور؟
أکلامُ الناسِ صِدقٌ اَم کلامُ الناسِ زُور؟
أصحیحٌ اَنب بَعضَ الناسِ یَدری؟
... .لَستُ اَدری
(ابوماضی،2000م،ص202)
دامنه این عجز و ناتوانی،با ایجاد سؤالات مختلف و کنکاش انسان در مورد عاقبت، خود،نه فقط کاسته نمی شود بلکه لحظه به لحظه بر وسعت آن افزوده می شود و در خلال بعضی از موضوعات به اوج خود می رسد.
«اِن أکُن أبعَث بَعدَ المَوتِ جُثماناً وَ عَقلا
أتَری أبعثُ بَعضاً اَم تَری أبعَثُ کُلّاً ؟
أتَری أبعثُ طِفلاً اَم تَری أبعثُ کهلا؟
هُمَّ ....هَلاً أعرِفُ بَعدَ البَعثژ ذاتی؟
«. ...لَستُ ادری
(همان،ص202)
ادبا در زمینه نابودی انسان شگفت زده می شوند و در برابر دنیای بعد از مرگ متحیّر و سرگردان می گردند و آرزوی آن را می کنند که انسانی بعد از مردن به جهان بازگردد و آن ها را از چگونگی مرگ و کُنه آن مطلع سازد تا از این شک و تردید و سرگشتگی برهند. آن ها با قلبی مملو از امید، دست برخاکِ گورِ مردگان می نهند، تا شاید بغض و کینه و یا عشق و امید را از ضربان آن قلب ها احساس کنند،ولی آیا این امید محقّق می گردد و یا این که یأس،برای همیشه بر آن پرده ابهام و تحیّر می گستراند.
حَدّثِینی عَنِ القُلُوبِ الَّتی کانَت قُلُوباً وَ الیَومَ صارت تُراباً
کَیفَ کانت بِالأمسِ ثَملی و لا تَحسِبُ لِلموتِ فِی الحَیاةِ حِسابا
نابضاتٍ حُبّاً و بُغضاً وَ ایمانا و شَکّاً و راجیاتٍ ثَوابا
ها أنا اَلمسُ التُّرابَ فلا ألمِسُ همّاً اَو غِبطَةً اَو عَذَابا
أترینَ الاشواقَ صارت بُرُوقاً و دُمُوعُ الأحزَانِ أضحَت سَحاباً؟
وَ أنیِنَ القلوبِ آمسی رُعُوداً وَ اَمانیها اِستحالت ضُبَابا
اَم تَرَیَن التُّراب عادتُراباً وَ سَرابَ الآمالِ عاد سرابا؟»
(نعیمه،1971م،ج4،ص93)

منبع:نشریه پایگاه نور ،شماره 14





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 12:00 ق.ظ
Yesterday, while I was at work, my sister stole my iphone and tested to see if it can survive
a thirty foot drop, just so she can be a youtube sensation. My
apple ipad is now destroyed and she has 83 views.
I know this is entirely off topic but I had to share it with someone!
شنبه 14 مرداد 1396 06:57 ق.ظ
I'm not sure where you are getting your information, but great topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for fantastic information I was looking for this
info for my mission.
جمعه 13 مرداد 1396 02:28 ب.ظ
Fantastic beat ! I would like to apprentice even as you amend your
site, how could i subscribe for a blog website? The account aided me
a appropriate deal. I had been a little bit familiar
of this your broadcast offered vivid clear idea
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:01 ب.ظ
Hi, i think that i saw you visited my blog thus i came to
“return the favor”.I'm trying to find things to enhance
my website!I suppose its ok to use a few of your ideas!!
جمعه 6 مرداد 1396 11:03 ب.ظ
I absolutely love your website.. Excellent colors &
theme. Did you create this amazing site yourself? Please reply back as
I'm attempting to create my own personal website and
would like to learn where you got this from or exactly what the theme is named.
Appreciate it!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:41 ق.ظ
I'm gone to inform my little brother, that he should also visit
this weblog on regular basis to obtain updated from hottest
gossip.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 07:02 ب.ظ
Hello to every one, it's in fact a fastidious for me to pay a quick visit this
site, it consists of precious Information.
یکشنبه 23 مرداد 1390 09:15 ق.ظ
Slm.
Az moaser age matlab dari tu web benevis. Mrc
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام..
بنده دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عرب هستم.
هدف از این وبلاگ تبادل اطلاعات میان دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی و فارسی است. با پیشنهادات و نظرات خود ما را در بهبود این وبلاگ یاری كنید. درباره سوالاتی که بعضی از دوستان از طریق نظرات میفرستند لطفا یه ایمیل معتبر بنویسن که بتونم جوابشون رو بدم . بعضی از دوستان سوالاتشون رو از طریق نظرات وبلاگ بصورت خصوصی ارسال میکنند که بهتره بدونید که تو سیستم وبلاگ نویسی امکان پاسخ به نظرات خصوصی در صفحات وبلاگ وجود نداره. پس این دوستان لازمه که یک ایمیل بنویسن تا بتوانم جوابشون رو بدهم و یا اینکه بهتره که سوالشون رو از طریق ایمیل برام ارسال کنند.
اما بقیه دوستایی که تو قسمت نظرات سوال میکنند (غیر از پیام خصوصی) بهتره که صفحه ای که سوال کردن رو بخاطر بسپرن و برای دریافت جواب به همون صحفه مراجعه کنند.
اگه هم کسی از دوستان سوالی پرسیده که جواب نگرفته لطفا دوباره بفرسته. البته جواب های من جنبه ی پیشنهادی داره.
هرگونه پیشنهاد و انتقادی از طریق آدرس ذیر قابل انتقال است.
brumand.hadi@yahoo.com
موفق باشید.

مدیر وبلاگ : هادی برومند
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :